رئیس کمیسیون معدن و صنایع معدنی اتاق ایران معتقد است صنعت سنگ کشور با وجود سهم محدود از تجارت جهانی، ظرفیت دستیابی به حداقل ۵ میلیارد دلار صادرات سالانه را دارد. تحقق این ظرفیت اما فقط به افزایش استخراج وابسته نیست؛ توسعه فرآوری، کاهش خامفروشی، استانداردهای زیستمحیطی و کوتاهکردن مسیرهای پرهزینه حملونقل، به حلقههای تعیینکننده رقابت در بازار جهانی تبدیل شدهاند.
به گزارش صنعتگرد به نقل از ایرنا، بهرام شکوری، رئیس کمیسیون معدن و صنایع معدنی اتاق بازرگانی ایران، ارزش تجارت جهانی سنگ را حدود ۴۲ تا ۴۵ میلیارد دلار اعلام کرده و معتقد است ایران میتواند حداقل ۵ میلیارد دلار از این بازار را به خود اختصاص دهد.
این اظهارات در آستانه برگزاری هجدهمین نمایشگاه بینالمللی سنگ ایران از ۲۱ تا ۲۴ مهرماه مطرح شده است؛ رویدادی که میتواند علاوه بر عرضه محصولات و تجهیزات، به بحث درباره جایگاه ایران در زنجیره جهانی سنگ و مسیر افزایش ارزش افزوده این صنعت تبدیل شود.
صنعت سنگ ایران؛ ظرفیت معدنی هست، سهم بازار محدود است
ایران از ظرفیت قابل توجهی در استخراج و تولید سنگ طبیعی برخوردار است، اما مسئله اصلی صنعت تنها مقدار سنگ استخراجشده نیست. آنچه میزان درآمد صادراتی را تعیین میکند، جایگاهی است که کشور در مراحل بعدی زنجیره ارزش به دست میآورد؛ یعنی فرآوری، طراحی، بستهبندی، بازاریابی و فروش محصول نهایی.
به همین دلیل، دستیابی به صادرات چند میلیارد دلاری بیش از آنکه به افزایش استخراج وابسته باشد، به توان صنعت در عرضه محصول فرآوریشده و رقابتپذیر در بازارهای بینالمللی بستگی دارد.
رقم ۵ میلیارد دلار نیز در حال حاضر یک برآورد از ظرفیت بالقوه صنعت است و نباید با میزان فعلی صادرات سنگ ایران اشتباه گرفته شود.
چرا صادرات سنگ خام ارزش کمتری برای صنعت ایجاد میکند؟
یکی از محورهای مورد تأکید شکوری، تبدیل ایران به مرکز فرآوری سنگ در منطقه است. او معتقد است منطقی نیست سنگ استخراجشده از معادن ایران برای فرآوری به کشوری دیگر منتقل شود و سپس محصول فرآوریشده دوباره به بازارهای منطقه بازگردد.
چنین مسیری از دو جهت برای تولیدکننده ایرانی هزینه ایجاد میکند: نخست آنکه بخشی از ارزش افزوده فرآوری در خارج از کشور شکل میگیرد و دوم اینکه جابهجایی بیشتر، هزینه حملونقل و ردپای کربن محصول را افزایش میدهد.
اگر فرآوری بخش بیشتری از سنگ در داخل کشور انجام شود، میتوان علاوه بر افزایش ارزش صادرات، برای صنایع وابسته مانند ماشینآلات سنگبری، تجهیزات فرآوری، مواد مصرفی، بستهبندی و خدمات صادراتی نیز بازار بزرگتری ایجاد کرد.
«کربن» چگونه وارد رقابت صنعت سنگ شده است؟
بخش متفاوت این خبر، تأکید بر ردپای کربن محصولات سنگی است. بازارهای جهانی بهتدریج اطلاعات بیشتری درباره اثرات زیستمحیطی کالاها مطالبه میکنند و تولیدکنندگان نیز باید بتوانند نشان دهند محصول از مرحله استخراج تا فرآوری و انتقال چه میزان انتشار کربن داشته است.
شکوری تأکید کرده است صنعت سنگ ایران باید به سمت شناسنامه محصول و اندازهگیری میزان انتشار کربن حرکت کند.
این موضوع میتواند برای صادرکنندگان اهمیت مستقیمی داشته باشد؛ زیرا در بازارهایی که الزامات محیطزیستی سختگیرانهتر میشود، مشخصات فنی و قیمت دیگر تنها معیار انتخاب محصول نیستند.
ایده «پاسپورت کربن» برای سنگ ایرانی
یکی از پیشنهادهای مطرحشده، ایجاد نوعی پاسپورت کربن برای محصولات سنگی است. هدف از این سازوکار آن است که مشخص شود یک محصول از زمان استخراج از معدن تا رسیدن به مقصد نهایی، چه میزان انتشار کربن ایجاد کرده است. اگر چنین سیستمی بر پایه روشهای اندازهگیری استاندارد و دادههای قابل استناد اجرا شود، میتواند اطلاعاتی درباره مراحل مختلف زنجیره شامل استخراج، برش و فرآوری، مصرف انرژی و حملونقل ارائه دهد.
برای صادرکننده، چنین اطلاعاتی میتواند به بخشی از شناسنامه تجاری محصول تبدیل شود؛ بهویژه در بازارهایی که معیارهای پایداری در تصمیم خرید اهمیت بیشتری پیدا کردهاند.
حملونقل؛ هزینهای که فقط در کرایه خلاصه نمیشود
حمل سنگ به دلیل وزن بالای محصول، یکی از بخشهای مهم هزینه در این صنعت است. اما با پررنگتر شدن معیارهای محیطزیستی، مسافت حملونقل فقط بر قیمت نهایی اثر نمیگذارد و میتواند در محاسبه ردپای کربن محصول نیز نقش داشته باشد. از این منظر، توسعه واحدهای فرآوری نزدیک به معادن و کاهش جابهجاییهای غیرضروری میتواند دو مزیت همزمان ایجاد کند: کاهش هزینه لجستیک و کاهش میزان انتشار مرتبط با حمل کالا.
این موضوع بهویژه برای ایران که هم ظرفیت معدنی و هم بازارهای مصرف منطقهای در اطراف خود دارد، میتواند به یک مزیت رقابتی تبدیل شود.
از معدن سنگ تا محصول صادراتی؛ حلقه مفقوده کجاست؟
برای دستیابی به صادرات ۵ میلیارد دلاری، تنها داشتن ذخایر سنگ کافی نیست. زنجیره صادراتی باید بتواند از مرحله استخراج عبور کرده و به تولید محصولی برسد که از نظر کیفیت فرآوری، طراحی، ابعاد، بستهبندی و استانداردهای بازار مقصد با رقبای بینالمللی رقابت کند.
در چنین مدلی، ارزش صنعت فقط در معدن ایجاد نمیشود. کارخانههای فرآوری، سازندگان ماشینآلات، شرکتهای حملونقل، آزمایشگاهها، طراحان و مجموعههای صادراتی همگی بخشی از زنجیره ارزش خواهند بود.
به همین دلیل، رشد صادرات سنگ را باید بهعنوان یک پروژه زنجیرهای دید، نه صرفاً برنامهای برای افزایش فروش ماده معدنی.
ائتلاف بینالمللی سنگ طبیعی؛ مسیر تازه همکاری
بر اساس اظهارات رئیس کمیسیون معدن اتاق ایران، طی دو سال گذشته تلاشهایی برای افزایش همکاری میان انجمنهای سنگ کشورهای مختلف انجام شده و امسال نیز گامهایی برای شکلگیری یک ائتلاف راهبردی جهانی در صنعت سنگ طبیعی برداشته شده است.
یکی از اهداف این همکاری، تبادل دانش و تجربه و توسعه استانداردهای مرتبط با پایداری و اثرات زیستمحیطی محصولات عنوان شده است.
ایجاد اظهارنامه زیستمحیطی محصول نیز در همین چارچوب مطرح شده؛ سندی که میتواند عملکرد زیستمحیطی محصول را بر پایه دادههای مشخص معرفی کند.
نمایشگاه سنگ ایران؛ فرصتی فراتر از عرضه سنگ
هجدهمین نمایشگاه بینالمللی سنگ ایران از ۲۱ تا ۲۴ مهرماه برگزار میشود.
با توجه به محورهای مطرحشده، اهمیت این نمایشگاه فقط در عرضه بلوک سنگ یا محصولات فرآوریشده نیست. حضور تولیدکنندگان ماشینآلات، تجهیزات فرآوری و فعالان صادراتی میتواند این رویداد را به محلی برای بررسی روندهای جدید صنعت تبدیل کند.
موضوعاتی مانند کاهش مصرف انرژی، فناوری فرآوری، کاهش ضایعات، استانداردهای زیستمحیطی و توسعه صادرات میتوانند در آینده نقش پررنگتری در رقابت شرکتهای سنگ داشته باشند.
تحلیل صنعتگرد؛ مسئله صنعت سنگ «استخراج بیشتر» نیست
رقم ۵ میلیارد دلار صادرات بالقوه چشمگیر است، اما رسیدن به آن نیازمند تغییر در نحوه نگاه به صنعت سنگ است. اگر سنگ به شکل خام یا با فرآوری محدود صادر شود، بخش مهمی از ارزش نهایی محصول در کشور مقصد ایجاد خواهد شد. در مقابل، توسعه فرآوری داخلی میتواند ارزش افزوده بیشتری را در زنجیره صنعتی کشور نگه دارد.
از سوی دیگر، استانداردهای زیستمحیطی و ردپای کربن نیز بهتدریج به بخشی از رقابت جهانی تبدیل میشوند. بنابراین کارخانههای فرآوری سنگ در آینده نهفقط با کیفیت برش و قیمت، بلکه با مصرف انرژی، بهرهوری، میزان ضایعات، لجستیک و دادههای محیطزیستی محصول نیز رقابت خواهند کرد.
برای صنعت ایران، سؤال کلیدی این است که چه میزان از ظرفیت معدنی کشور میتواند به محصول فرآوریشده، برنددار و قابل ردیابی در بازار جهانی تبدیل شود.
اگر پاسخ این سؤال روشن شود، عدد ۵ میلیارد دلار نیز از یک ظرفیت نظری به یک هدف صنعتی قابل اندازهگیری نزدیکتر خواهد شد.
