سرمایهگذاری تراکتورسازی ایران در چهار طرح صنعتی جدید قرار است علاوه بر افزایش ظرفیت تولید و کاهش وابستگی به برق شبکه، طبق اعلام مدیرعامل این گروه از خروج سالانه حدود ۸ میلیون یورو ارز جلوگیری کند. مجموع سرمایهگذاری انجامشده برای این پروژهها ۲۰ هزار میلیارد ریال، معادل حدود ۲ هزار میلیارد تومان اعلام شده است.
به گزارش صنعتگرد به نقل از خبرگزاری صداوسیما، مصطفی وحیدزاده، مدیرعامل گروه صنعتی تراکتورسازی ایران، چهار پروژه جدید این مجموعه را شامل نیروگاه خورشیدی ۱۰ مگاواتی، مرکز ماشینکاری سنتر هاوزینگ، خط تولید لاستفوم قطعات ریختهگری و خط رنگ پودری و مایع عنوان کرده است.
این پروژهها تنها طرحهای توسعه ظرفیت نیستند؛ بخشی از آنها مستقیماً گلوگاههای تولید داخل را هدف گرفتهاند و قرار است نیاز به تأمین برخی خدمات و قطعات از خارج مجموعه یا خارج کشور را کاهش دهند.
برنامه تراکتورسازی این است که با تکمیل خطوط جدید، ظرفیت تولید سالانه خود را از بیش از ۵۰ هزار دستگاه به ۶۰ هزار دستگاه و بالاتر برساند؛ یعنی حداقل ۲۰ درصد افزایش ظرفیت نسبت به سطح فعلی.
سرمایهگذاری تراکتورسازی ایران چگونه ظرفیت تولید را افزایش میدهد؟
چهار طرح جدید تراکتورسازی هر کدام یکی از حلقههای تولید را هدف گرفتهاند؛ از تأمین برق تا ماشینکاری، ریختهگری و رنگآمیزی.
در نتیجه، اثر این سرمایهگذاری تنها در افزایش تعداد تراکتور تولیدشده خلاصه نمیشود. کاهش توقف خطوط، پایین آمدن ضایعات، افزایش داخلیسازی فرآیندها و کاهش ریسک تأمین نیز بخشی از اهداف این طرحهاست.
مدیرعامل تراکتورسازی اعلام کرده است بهرهبرداری از مجموعه این پروژهها زمینه ایجاد ۱۰۸ فرصت شغلی را نیز فراهم خواهد کرد.
نیروگاه ۱۰ مگاواتی؛ تأمین نزدیک به یکسوم برق مورد نیاز
یکی از مهمترین پروژهها، نیروگاه خورشیدی ۱۰ مگاواتی تراکتورسازی است.
مصرف برق این مجموعه حدود ۳۵ مگاوات اعلام شده و نیروگاه جدید از نظر ظرفیت اسمی میتواند نزدیک به ۲۹ درصد این مقدار را پوشش دهد؛ رقمی که شرکت آن را حدود ۳۰ درصد نیاز برق مجموعه عنوان کرده است.
اهمیت این سرمایهگذاری در شرایط ناترازی برق بیشتر میشود. صنایع بزرگ طی سالهای اخیر با محدودیت تأمین برق در دورههای اوج مصرف مواجه بودهاند و هر ساعت توقف خطوط میتواند علاوه بر کاهش تولید، برنامه تحویل محصول و هزینههای کارخانه را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
سرمایهگذاری در تولید برق اختصاصی، بهویژه انرژی خورشیدی، برای تراکتورسازی در واقع بخشی از برنامه کاهش ریسک انرژی کارخانه محسوب میشود.
ماشینکاری هاوزینگ؛ رفع یک گلوگاه در خط تولید
پروژه دوم به راهاندازی مرکز ماشینکاری سنتر هاوزینگ مربوط میشود.
هاوزینگ و قطعات مرتبط با سیستمهای مکانیکی تراکتور نیازمند ماشینکاری دقیق هستند و افزایش ظرفیت این بخش میتواند از تشکیل صف تولید میان مرحله ریختهگری و مونتاژ جلوگیری کند.
طبق اعلام مدیریت مجموعه، استفاده از تجهیزات جدید در این بخش با هدف افزایش سرعت تولید، کاهش ضایعات و بالا بردن بهرهوری انجام شده است.
اهمیت چنین سرمایهگذاریهایی معمولاً بیش از ظرفیت یک دستگاه یا خط جدید است؛ زیرا در خطوط تولید پیوسته، ظرفیت نهایی کارخانه را ضعیفترین یا کندترین حلقه تعیین میکند.
بنابراین رفع یک گلوگاه ماشینکاری میتواند امکان استفاده بیشتر از ظرفیت سایر خطوط را نیز فراهم کند.
توسعه ریختهگری و کاهش وابستگی به تأمین خارجی
راهاندازی خط تولید لاستفوم قطعات ریختهگری سومین پروژه جدید تراکتورسازی است.
این طرح با هدف افزایش ظرفیت و بهرهوری ریختهگری و ارتقای کیفیت قطعات اجرایی شده است. توسعه توان داخلی در بخش قطعهسازی برای مجموعهای مانند تراکتورسازی اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا هرچه سهم بیشتری از قطعات حساس در داخل زنجیره تولید شود، آسیبپذیری کارخانه در برابر اختلال واردات و نوسانات ارزی کاهش پیدا میکند.
صرفهجویی ارزی سالانه ۸ میلیون یورویی که مدیرعامل مجموعه اعلام کرده نیز حاصل مجموع آثار چهار پروژه عنوان شده است و نباید آن را صرفهجویی یک خط تولید خاص در نظر گرفت.
ظرفیت رنگآمیزی ۵۰ هزار تراکتور در سال
چهارمین پروژه به خط جدید رنگ پودری و مایع اختصاص دارد.
ظرفیت این خط برای پاسخگویی به نیاز رنگآمیزی سالانه حدود ۵۰ هزار دستگاه تراکتور طراحی شده است.
استفاده از فناوری جدید در این بخش علاوه بر ارتقای کیفیت پوشش بدنه و قطعات، با هدف کاهش ضایعات مواد رنگ و آلایندگیهای ناشی از فرآیند رنگآمیزی صورت گرفته است.
اهمیت این خط زمانی بیشتر مشخص میشود که تراکتورسازی قصد دارد ظرفیت تولید سالانه خود را به ۶۰ هزار دستگاه و بالاتر افزایش دهد. بنابراین مرحله رنگآمیزی نیز باید متناسب با رشد سایر حلقههای تولید توسعه پیدا کند تا به گلوگاه جدید خط تبدیل نشود.
ظرفیت تولید تراکتورسازی حداقل ۲۰ درصد افزایش مییابد
مدیریت گروه صنعتی تراکتورسازی هدفگذاری کرده است با رفع تدریجی محدودیتهای تولید و تکمیل پروژههای توسعهای، ظرفیت مجموعه از بیش از ۵۰ هزار دستگاه به حداقل ۶۰ هزار دستگاه در سال برسد.
این تغییر معادل حداقل ۲۰ درصد افزایش ظرفیت تولید است.
با این حال، رسیدن از «ظرفیت اسمی» به «تولید واقعی» به متغیرهای دیگری نیز وابسته است؛ از دسترسی به مواد اولیه و قطعات گرفته تا تأمین برق، نقدینگی و تقاضای بازار.
تراکتورسازی ایران اعلام کرده اکنون بخش عمده نیاز بازار داخلی تراکتور را تأمین میکند و علاوه بر بازار ایران، در حوزه صادرات نیز فعالیت دارد. بنابراین افزایش ظرفیت زمانی ارزش اقتصادی بیشتری ایجاد میکند که همزمان با توسعه بازارهای داخلی و خارجی همراه باشد.
تحلیل صنعتگرد؛ مهمترین عدد خبر ۸ میلیون یورو نیست
در نگاه اول، جلوگیری از خروج سالانه ۸ میلیون یورو ارز مهمترین دستاورد چهار پروژه تراکتورسازی به نظر میرسد؛ اما از منظر صنعتی، نکته مهمتر نوع سرمایهگذاری انجامشده است.
این مجموعه بهجای توسعه صرف خط مونتاژ، سرمایه را در چهار گلوگاه متفاوت قرار داده است: انرژی، ماشینکاری، ریختهگری و تکمیل محصول.
این الگو اهمیت دارد؛ زیرا افزایش ظرفیت کارخانه زمانی پایدار است که حلقههای پشتیبان نیز متناسب با خط نهایی توسعه پیدا کنند. ساخت یک خط مونتاژ بزرگتر، در حالی که ماشینکاری یا رنگ محدود باقی بماند، الزاماً به افزایش تولید واقعی منجر نمیشود.
پروژه نیروگاه خورشیدی نیز نمونه روشنی از تغییر مدل سرمایهگذاری صنعتی در شرایط ناترازی انرژی است. تراکتورسازی با ۱۰ مگاوات ظرفیت خورشیدی میتواند از نظر اسمی نزدیک به ۳۰ درصد نیاز برق ۳۵ مگاواتی خود را پوشش دهد. این یعنی برق دیگر فقط یک هزینه جاری نیست و به بخشی از سرمایهگذاری برای تداوم تولید تبدیل شده است.
از طرف دیگر، هدف افزایش ظرفیت از بیش از ۵۰ هزار به ۶۰ هزار دستگاه نشان میدهد چهار پروژه جدید باید در نهایت به حداقل ۲۰ درصد ظرفیت بیشتر کمک کنند. بنابراین شاخص واقعی موفقیت این سرمایهگذاری در ماهها و سالهای آینده، تعداد پروژههای افتتاحشده نیست؛ بلکه باید دید تیراژ واقعی، میزان توقف خطوط، ضایعات تولید و هزینه ارزی ساخت هر تراکتور چه تغییری میکند.
صرفهجویی سالانه ۸ میلیون یورو نیز زمانی اثر راهبردیتری خواهد داشت که ناشی از داخلیسازی پایدار فناوری و فرآیند باشد، نه صرفاً جایگزینی موقت خرید خارجی.
برای سایر کارخانههای بزرگ نیز تجربه تراکتورسازی یک پیام مهم دارد: در شرایط محدودیت انرژی و ارز، افزایش ظرفیت تنها با خرید ماشینآلات بیشتر اتفاق نمیافتد؛ ابتدا باید مشخص شود بزرگترین گلوگاه تولید کجاست و کدام سرمایهگذاری بیشترین توقف، ضایعات یا وابستگی خارجی را حذف میکند.
