افزایش ریسکهای ژئوپلیتیکی در تنگه هرمز، کشورهای صادرکننده نفت خلیج فارس را به بررسی گزینههای پرهزینه اما راهبردی برای انتقال انرژی بدون عبور از این گلوگاه حیاتی سوق داده است.
به گزارش صنعتگرد، افزایش نگرانیها درباره ریسکهای ژئوپلیتیکی در تنگه هرمز باعث شده کشورهای صادرکننده نفت در خلیج فارس بهطور جدی به توسعه مسیرهای جایگزین انتقال انرژی فکر کنند؛ مسیری که میتواند شامل سرمایهگذاریهای چند ده میلیارد دلاری در خطوط لوله جدید برای دور زدن این گلوگاه استراتژیک باشد.
تنگه هرمز یکی از مهمترین گذرگاههای انرژی جهان محسوب میشود و روزانه بخش قابل توجهی از صادرات نفت و گاز مایع جهان از این مسیر عبور میکند. برآوردها نشان میدهد پیش از افزایش تنشهای منطقهای، حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت در روز از این آبراه عبور میکرد که معادل بخش قابل توجهی از تجارت جهانی انرژی است. به همین دلیل هرگونه اختلال یا افزایش ریسک در این مسیر میتواند پیامدهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی گستردهای داشته باشد.
دوراهی کشورهای صادرکننده نفت
کارشناسان معتقدند در صورت افزایش محدودیتها یا هزینههای عبور از تنگه هرمز، کشورهای صادرکننده نفت در خلیج فارس با دو گزینه اصلی مواجه خواهند شد:
نخست، پذیرش هزینههای عبور از این مسیر و ادامه استفاده از زیرساختهای فعلی؛
و دوم، سرمایهگذاری در زیرساختهای جایگزین مانند خطوط لولهای که نفت را از مسیرهای زمینی به بنادر خارج از خلیج فارس منتقل کند.
نمونههای تاریخی نشان میدهد دریافت عوارض از آبراههای طبیعی چندان رایج نیست. برای مثال، ترکیه طبق کنوانسیون مونترو سال ۱۹۳۶ عوارضی برای عبور کشتیها به دریای سیاه دریافت نمیکند و دانمارک نیز در قرن نوزدهم دریافت عوارض از تنگه اورسوند را متوقف کرد. در مقابل، مسیرهای مصنوعی مانند کانال سوئز و کانال پاناما به دلیل هزینههای زیرساختی و نگهداری، عوارض مشخصی برای عبور کشتیها دریافت میکنند.
سناریوهای درآمدی و اقتصادی
تحلیلگران انرژی معتقدند تعیین هرگونه هزینه عبور از تنگه هرمز میتواند درآمد بالقوه قابل توجهی ایجاد کند، اما برآورد دقیق آن به متغیرهای متعددی بستگی دارد. بر اساس دادههای مؤسسات کشتیرانی بینالمللی، پیش از تشدید تنشها روزانه حدود ۵۰ نفتکش حامل نفت، فرآوردههای نفتی یا گاز طبیعی مایعشده از این تنگه عبور میکردند.
اگر برای هر کشتی هزینهای در حد چند میلیون دلار در نظر گرفته شود، درآمد سالانه میتواند به دهها میلیارد دلار برسد. در سناریوی محافظهکارانهتر، اگر تنها یک دلار به ازای هر بشکه نفت عبوری دریافت شود، درآمد سالانه میتواند به حدود ۳ تا ۴ میلیارد دلار برسد؛ رقمی که به عنوان کف برآوردها در نظر گرفته میشود.
در چنین شرایطی، کشورهای صادرکننده نفت باید میان پرداخت این هزینهها در بلندمدت یا سرمایهگذاری سنگین در زیرساختهای جایگزین تصمیمگیری کنند.
پروژههای احتمالی خطوط لوله
برخی کارشناسان انرژی طرحهایی برای ایجاد خطوط لوله منطقهای پیشنهاد دادهاند که بتواند صادرات نفت خلیج فارس را بدون عبور از تنگه هرمز به بازارهای جهانی منتقل کند. یکی از این طرحها شامل ایجاد دو خط لوله بزرگ با ظرفیت مجموع ۱۰ میلیون بشکه در روز است که از جنوب عراق آغاز شده و پس از عبور از کویت و مناطق ساحلی عربستان و امارات، به بنادر عمان در سواحل دریای عمان و اقیانوس هند متصل میشود.
این مسیر با طولی در حدود ۱۸۰۰ کیلومتر میتواند علاوه بر دور زدن تنگه هرمز، وابستگی به مسیرهای پرریسک دیگر مانند بابالمندب را نیز کاهش دهد. اجرای چنین پروژهای حدود ۷ سال زمان نیاز دارد و شامل ساخت خطوط لوله، ایستگاههای پمپاژ، پایانههای صادراتی و زیرساختهای امنیتی خواهد بود.
برآورد هزینهها
بر اساس برخی برآوردهای کارشناسی، هزینه اجرای این پروژه ممکن است به حدود ۵۵ میلیارد دلار برسد. این رقم شامل ساخت خطوط لوله، توسعه پایانههای صادراتی، هزینههای مهندسی، حاشیه ریسک پروژه و ایجاد سامانههای امنیتی برای حفاظت از زیرساختها است.
مقایسه اقتصادی نشان میدهد اگر هزینه عبور از تنگه هرمز در حدود چند میلیارد دلار در سال باشد، سرمایهگذاری در خطوط لوله در افق چند دهه میتواند از نظر اقتصادی توجیهپذیر شود؛ بهویژه اگر هزینههای عبور افزایش یابد.
ملاحظات ژئوپلیتیکی
با وجود مزایای احتمالی، اجرای چنین پروژههایی با چالشهای جدی سیاسی، امنیتی و مالی همراه است. همکاری چند کشور منطقه، تأمین مالی پروژه و تضمین امنیت مسیر خطوط لوله از جمله عوامل تعیینکننده در موفقیت این طرحها محسوب میشوند.
از سوی دیگر، بسیاری از کشورهای صادرکننده نفت خلیج فارس در حال اجرای برنامههای بلندمدت برای تنوعبخشی به اقتصاد و کاهش وابستگی به صادرات سوختهای فسیلی هستند؛ موضوعی که میتواند بر تصمیمگیری درباره سرمایهگذاریهای بزرگ در زیرساختهای نفتی اثر بگذارد.
در مجموع، افزایش ریسکهای ژئوپلیتیکی در منطقه خلیج فارس باعث شده مسئله امنیت مسیرهای انتقال انرژی دوباره در مرکز توجه سیاستگذاران و بازارهای جهانی قرار گیرد. در چنین شرایطی، کشورهای صادرکننده نفت ممکن است میان ادامه استفاده از تنگه هرمز با هزینههای احتمالی یا سرمایهگذاری سنگین در مسیرهای جایگزین یکی را انتخاب کنند؛ تصمیمی که میتواند آینده زیرساخت انرژی منطقه را در دهههای آینده شکل دهد.







