به گزارش صنعتگرد، اگرچه صنعت سیمان در سالهای گذشته با عنوان خصوصیسازی از مالکیت مستقیم دولت فاصله گرفت، اما ترکیب سهامداری شرکتهای بزرگ نشان میدهد بخش قابل توجهی از این صنعت همچنان در اختیار نهادهای عمومی و شبهدولتی قرار دارد. تازهترین گزارش مرکز پژوهشهای مجلس نیز این واقعیت را تأیید میکند؛ موضوعی که بار دیگر بحث کارآمدی خصوصیسازی در یکی از مهمترین صنایع کشور را به میان آورده است.
در ظاهر، صنعت سیمان سالهاست خصوصی شده است؛ اما وقتی ساختار مالکیت شرکتهای بزرگ بررسی میشود، تصویر متفاوتی شکل میگیرد. بخش مهمی از سهام این شرکتها به بانکها، صندوقهای بازنشستگی و هلدینگهای وابسته به نهادهای عمومی رسیده است؛ مجموعههایی که اگرچه دولتی محسوب نمیشوند، اما همچنان نقش پررنگی در تصمیمگیریهای این صنعت دارند.
همین موضوع باعث شده بسیاری از کارشناسان، خصوصیسازی صنعت سیمان را بیشتر یک جابجایی مالکیت بدانند تا ورود واقعی بخش خصوصی رقابتی.
نزدیک به ۷۰ درصد صنعت سیمان همچنان در اختیار بخش عمومی است
بررسی مرکز پژوهشهای مجلس نشان میدهد حدود ۶۹.۵ درصد کنترل صنعت سیمان در اختیار دولت و نهادهای عمومی و شبهدولتی قرار دارد؛ در مقابل سهم بخش خصوصی واقعی تنها ۲۶.۷ درصد برآورد شده است و سایر بازیگران نیز سهم اندکی از این بازار دارند.
این آمار نشان میدهد اگرچه در سالهای گذشته واگذاری شرکتهای سیمانی انجام شده، اما مالکیت عمدتاً میان مجموعههای وابسته به دولت یا نهادهای عمومی جابهجا شده و سهم بخش خصوصی مستقل همچنان محدود مانده است.
بر اساس این گزارش، تنها چهار مجموعه بزرگ نزدیک به ۶۱ درصد کنترل صنعت سیمان را در اختیار دارند؛ موضوعی که به اعتقاد کارشناسان، رقابت و پویایی بازار را تحت تأثیر قرار میدهد.
خصوصیسازی زمانی موفق است که سرمایهگذاری را تقویت کند
در بسیاری از کشورها، هدف اصلی خصوصیسازی تنها فروش سهام شرکتهای دولتی نیست؛ بلکه ایجاد فضایی رقابتی است که سرمایهگذاری، نوآوری و بهرهوری را افزایش دهد.
کارشناسان معتقدند زمانی که مدیریت و مالکیت همچنان در اختیار مجموعههای عمومی باقی بماند، انگیزه لازم برای توسعه بلندمدت، ورود سرمایهگذاران جدید و رقابت مؤثر کاهش پیدا میکند.
صنعت سیمان ایران نیز اکنون در نقطهای قرار گرفته که بیش از هر زمان دیگری به سرمایهگذاری نیاز دارد؛ زیرا بخش مهمی از تجهیزات کارخانهها عمر بالایی دارند و همزمان بحران انرژی، هزینه تولید را به شکل محسوسی افزایش داده است.
بحران اصلی صنعت سیمان؛ کمبود سرمایه برای نوسازی
فعالان صنعت اما معتقدند مسئله امروز سیمان تنها به ترکیب سهامداران محدود نمیشود.
به گفته علیاکبر الوندیان، دبیر انجمن صنفی کارفرمایان صنعت سیمان، مهمترین مشکل این صنعت کاهش منابع مالی برای سرمایهگذاری است.
او توضیح میدهد بسیاری از شرکتهایی که زیرمجموعه نهادهای عمومی هستند، پس از برگزاری مجامع، بیش از ۹۰ درصد سود سالانه خود را میان سهامداران توزیع میکنند. در نتیجه منابع اندکی برای نوسازی خطوط تولید، خرید تجهیزات جدید یا اجرای پروژههای توسعهای باقی میماند.
در شرایطی که هزینه برق، سوخت و نگهداری کارخانهها هر سال افزایش پیدا میکند، ادامه این روند میتواند توان رقابت صنعت سیمان را کاهش دهد.
انرژی؛ چالشی که آینده صنعت را تعیین میکند
در سالهای اخیر، محدودیت تأمین برق و گاز به یکی از مهمترین دغدغههای کارخانههای سیمان تبدیل شده است.
قطع برق در تابستان و محدودیت گاز در زمستان، تولید بسیاری از کارخانهها را کاهش داده و هزینههای سربار را افزایش داده است.
به همین دلیل، بسیاری از تولیدکنندگان معتقدند سرمایهگذاری در نیروگاههای اختصاصی، انرژیهای تجدیدپذیر، کاهش مصرف انرژی و نوسازی تجهیزات دیگر یک انتخاب نیست؛ بلکه به ضرورتی برای ادامه فعالیت کارخانهها تبدیل شده است.
اما اجرای چنین پروژههایی به منابع مالی قابل توجهی نیاز دارد؛ منابعی که به گفته فعالان صنعت، امروز بخش بزرگی از آن به جای بازگشت به چرخه تولید، میان سهامداران توزیع میشود.
بورس کالا؛ نقطه قوت صنعت سیمان
با وجود انتقادها نسبت به ساختار مالکیت، فعالان صنعت تأکید میکنند بازار فروش سیمان نسبت به بسیاری از صنایع شرایط شفافتری دارد.
عرضه محصولات در بورس کالا باعث شده قیمتها بر اساس مکانیزم بازار کشف شوند و اطلاعات معاملات نیز در اختیار فعالان اقتصادی و نهادهای نظارتی قرار گیرد.
به همین دلیل، بسیاری از کارشناسان معتقدند چالش اصلی صنعت سیمان امروز نه قیمتگذاری، بلکه تأمین منابع مالی برای توسعه و افزایش بهرهوری است.
ساختار مالکیت چه اثری بر آینده صنعت سیمان دارد؟
موضوع دیگری که در این گزارش به آن اشاره شده، تأثیر تمرکز مالکیت بر شیوه اداره شرکتهای سیمانی است. اگرچه تفاوتهایی میان شرکتهای خصوصی و شرکتهای وابسته به نهادهای عمومی در سرعت تصمیمگیری و نحوه مدیریت وجود دارد، اما فعالان صنعت معتقدند نمیتوان همه مشکلات این صنعت را صرفاً به ساختار سهامداری نسبت داد.
علیاکبر الوندیان، دبیر انجمن صنفی کارفرمایان صنعت سیمان، میگوید بسیاری از این شرکتها در بورس حضور دارند و مدیران آنها در برابر سهامداران، بازار سرمایه و الزامات قانونی پاسخگو هستند. از نگاه او، مسئله اصلی این نیست که مالک شرکت چه نهادی است، بلکه این است که آیا منابع مالی کافی برای توسعه و نوسازی در اختیار شرکت باقی میماند یا خیر.
به اعتقاد کارشناسان، شرکتهای خصوصی معمولاً در تصمیمگیریها انعطاف بیشتری دارند و سریعتر به تغییرات بازار واکنش نشان میدهند، اما در صنعت سیمان، چالش امروز بیش از آنکه به نوع مالکیت مربوط باشد، به توان سرمایهگذاری برای حفظ ظرفیت تولید بازمیگردد.
صادرات سیمان؛ مزیتی که بدون سرمایهگذاری تضعیف میشود
صنعت سیمان ایران طی سالهای گذشته توانسته جایگاه قابل قبولی در بازارهای صادراتی منطقه به دست آورد و بسیاری از کارخانهها بخش مهمی از تولید خود را به کشورهای همسایه صادر میکنند.
فعالان این صنعت معتقدند در حوزه صادرات، تفاوت محسوسی میان شرکتهای خصوصی و شرکتهای وابسته به نهادهای عمومی دیده نمیشود و هر دو گروه در چارچوب قوانین و مقررات فعالیت میکنند.
با این حال، حفظ این بازارها نیازمند سرمایهگذاری مستمر در فناوری، کاهش هزینههای تولید، بهینهسازی مصرف انرژی و افزایش کیفیت محصولات است. اگر سرمایهگذاری در این بخش کاهش پیدا کند، رقابت با تولیدکنندگان منطقه دشوارتر خواهد شد و بخشی از بازارهای صادراتی در معرض از دست رفتن قرار میگیرد.
خصوصیسازی بدون رقابت، توسعه صنعت را تضمین نمیکند
گزارش مرکز پژوهشهای مجلس بار دیگر این پرسش را مطرح میکند که آیا خصوصیسازی صنعت سیمان به اهداف اولیه خود رسیده است؟
قانون اجرای سیاستهای کلی اصل ۴۴، سقفی برای مالکیت نهادهای عمومی در هر بازار تعیین کرده و بر کاهش تصدیگری دولت تأکید دارد، اما آمارها نشان میدهد سهم بخش عمومی از کنترل صنعت سیمان همچنان بسیار بالاتر از سهم بخش خصوصی واقعی است.
به باور کارشناسان، خصوصیسازی زمانی به افزایش بهرهوری منجر میشود که علاوه بر انتقال مالکیت، فضای رقابتی نیز تقویت شود. در غیر این صورت، تنها نام مالکان تغییر میکند، اما شیوه مدیریت و الگوی سرمایهگذاری تفاوت محسوسی نخواهد داشت.
فعالان صنعت چه راهکاری پیشنهاد میکنند؟
انجمن صنفی کارفرمایان صنعت سیمان معتقد است در شرایط فعلی، مهمترین اقدام، حفظ منابع مالی در داخل شرکتهاست.
پیشنهاد این انجمن آن است که همانند تجربه صنعت پالایش، برای چند سال بخشی از سود شرکتهای سیمانی به جای توزیع میان سهامداران، صرف افزایش سرمایه، نوسازی تجهیزات، توسعه نیروگاههای اختصاصی و اجرای پروژههای توسعهای شود.
به اعتقاد فعالان این حوزه، چنین تصمیمی شاید در کوتاهمدت میزان سود نقدی سهامداران را کاهش دهد، اما در بلندمدت ارزش شرکتها، بهرهوری و سودآوری صنعت را افزایش خواهد داد.
تحلیل صنعتگرد
گزارش مرکز پژوهشهای مجلس و دیدگاههای فعالان صنعت، دو واقعیت مهم را درباره صنعت سیمان آشکار میکند. نخست اینکه خصوصیسازی در این صنعت هنوز به معنای گسترش مالکیت بخش خصوصی واقعی نبوده و بخش عمده مدیریت و کنترل شرکتها همچنان در اختیار نهادهای عمومی و شبهدولتی قرار دارد. دوم اینکه امروز، مهمترین دغدغه کارخانههای سیمان دیگر نحوه فروش یا قیمتگذاری نیست؛ بلکه کمبود منابع برای سرمایهگذاری است.
صنعت سیمان در آستانه یک تغییر جدی قرار دارد. افزایش هزینه انرژی، فرسودگی تجهیزات و رقابت شدید در بازارهای صادراتی، سرمایهگذاری را به یک ضرورت تبدیل کرده است. اگر بخش قابل توجهی از سود شرکتها همچنان از چرخه تولید خارج شود، نوسازی کارخانهها با کندی پیش خواهد رفت و در سالهای آینده، حفظ ظرفیت تولید نیز به چالشی جدی تبدیل میشود.
از سوی دیگر، تجربه عرضه سیمان در بورس کالا نشان داده است که شفافیت در معاملات میتواند به رقابتیتر شدن بازار کمک کند. بنابراین، اصلاح ساختار مالکیت زمانی اثرگذار خواهد بود که همزمان با افزایش شفافیت، سیاستهایی برای تقویت سرمایهگذاری، ثبات مقررات و حضور مؤثر بخش خصوصی واقعی نیز اجرا شود.







