الگوی رایج اقتصاد جهانی میگوید بنگاههای بزرگتر معمولاً از مزیت مقیاس، دسترسی بهتر به سرمایه و فناوری و توان بیشتر برای حضور در بازارهای خارجی برخوردارند؛ اما شواهد مطرحشده درباره صنعت ایران، تصویری متفاوت نشان میدهد. در ایران، بزرگتر شدن بنگاهها لزوماً به افزایش بهرهوری منجر نشده و حتی در برخی مطالعات، رابطه معکوس میان اندازه بنگاه و بهرهوری مشاهده شده است.
به گزارش صنعتگرد به نقل از دنیای اقتصاد، بررسی الگوی رشد بنگاههای صنعتی در ایران نشان میدهد ساختار صنعت کشور از یکسو با تعداد زیادی بنگاه کوچک و از سوی دیگر با تعداد محدودی بنگاه بزرگ مواجه است و در میانه این دو گروه، کمبود بنگاههای متوسط به چشم میخورد. این ساختار در کنار حضور پررنگ دولت در مالکیت و مدیریت بنگاههای بزرگ، یکی از عوامل مطرحشده برای توضیح پایین بودن بهرهوری در بخش صنعت است.
بهرهوری در بنگاههای بزرگ؛ ایران برخلاف الگوی جهانی
در بسیاری از اقتصادها، میان اندازه بنگاه و بهرهوری رابطهای مثبت مشاهده میشود. بنگاههای بزرگتر میتوانند هزینههای ثابت، فناوری، تحقیق و توسعه و هزینههای مدیریتی را روی حجم بیشتری از تولید توزیع کنند. همچنین دسترسی آنها به منابع مالی، نیروی متخصص و بازارهای خارجی معمولاً آسانتر است.
بر اساس دادههای مطرحشده در این گزارش، بهرهوری نیروی کار در بنگاههای کوچک و متوسط در کشورهای توسعهیافته بهطور میانگین حدود ۶۵ درصد بهرهوری بنگاههای بزرگ است. این رابطه در صنایع تولیدی و بهویژه تولید کارخانهای، به دلیل اهمیت صرفههای مقیاس، قویتر از بخش خدمات است.
اما این رابطه را نمیتوان به معنای «بزرگ بودن باعث بهرهوری میشود» تفسیر کرد. شواهد اقتصادی مطرحشده در این گزارش نشان میدهد که در بسیاری از موارد، ابتدا بنگاه بهرهورتر است و سپس به دلیل هزینه پایینتر، سودآوری بیشتر و توان رقابتی بالاتر، سهم بازار و صادرات بیشتری به دست میآورد و بزرگ میشود.
الگوی صنعت ایران؛ بنگاههای بزرگ اما کمبهرهور
در ایران، مطالعاتی که در گزارش به آنها استناد شده، از رابطهای متفاوت میان اندازه بنگاه و بهرهوری حکایت دارند. بر اساس این مطالعات، با افزایش اندازه بنگاه، بهرهوری کل عوامل تولید در برخی بخشهای صنعتی کاهش پیدا میکند و بنگاههای بزرگ صنعتی بهطور متوسط بهرهوری پایینتری از بنگاههای کوچک دارند.
این مسئله از آن جهت اهمیت دارد که بخش بزرگی از تولید صنعتی کشور در تعداد محدودی بنگاه متمرکز است. بر اساس آماری که در گزارش آمده، حدود ۷۰ درصد تولید صنعتی کشور به حدود ۳ درصد بنگاهها نسبت داده میشود؛ در نتیجه، پایین بودن بهرهوری در این گروه میتواند اثر قابلتوجهی بر بهرهوری کل بخش صنعت داشته باشد.
مسئله فقط تعداد بنگاهها نیست؛ بلکه مسیر بزرگشدن آنها نیز اهمیت دارد.
مشکل صنعت ایران؛ رشد بنگاهها یا «بزرگ متولد شدن»؟
یکی از توضیحات مطرحشده برای این الگوی متفاوت آن است که بخشی از بنگاههای بزرگ ایران مسیر طبیعی رشد از یک بنگاه کوچک یا متوسط بهرهور به یک بنگاه بزرگ را طی نکردهاند.
در اقتصادهای توسعهیافته، بنگاهها معمولاً از مقیاسهای کوچکتر آغاز میکنند، در فرآیند رقابت یاد میگیرند، فناوری و دانش انباشته میکنند، بازار خود را توسعه میدهند و در صورت افزایش بهرهوری، به تدریج بزرگتر میشوند.
اما در ساختار صنعتی ایران، بخشی از بنگاههای بزرگ از ابتدا در مقیاس بزرگ شکل گرفتهاند و الزاماً محصول یک فرآیند طولانی رقابت، یادگیری و افزایش بهرهوری نیستند.
این تفاوت برای سیاست صنعتی مهم است؛ زیرا صرف افزایش اندازه یک کارخانه یا ادغام چند مجموعه، الزاماً به معنای افزایش بهرهوری و رقابتپذیری نیست.
چرا بنگاههای بزرگ دولتی با مشکل بهرهوری مواجه میشوند؟
در بخش دیگری از این بررسی، ساختار مالکیت و نقش دولت از عوامل مؤثر بر عملکرد بنگاههای بزرگ عنوان شده است.
از نگاه مطرحشده در گزارش، در برخی بنگاههای دولتی ممکن است تعداد نیروی انسانی از سطح بهینه فاصله داشته باشد، انتخاب مدیران تحت تأثیر ملاحظات غیرتخصصی قرار گیرد، قیمتگذاری با اهداف سیاستی انجام شود و تصمیمهای اقتصادی با مداخلات بیرونی مواجه باشد. این عوامل میتوانند هزینه تولید و میزان رقابتپذیری بنگاه را تحت تأثیر قرار دهند.
در چنین شرایطی، بزرگ بودن بنگاه دیگر لزوماً مزیت مقیاس ایجاد نمیکند. اگر ظرفیت تولید بالا باشد اما منابع انسانی، سرمایه، فناوری و مدیریت به شکل کارآمد تخصیص پیدا نکنند، افزایش اندازه میتواند حتی به معنای افزایش حجم منابع کمبهرهوری باشد.
خصوصیسازی بهتنهایی مشکل بهرهوری را حل نمیکند
یکی از محورهای مهم مطرحشده در گزارش، رابطه میان خصوصیسازی و بهرهوری است.
فرشاد فاطمی، عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی شریف، با اشاره به یک طرح پژوهشی درباره عملکرد بنگاهها پیش و پس از خصوصیسازی، تأکید کرده است که هنوز بر اساس دادههای این مطالعه نمیتوان درباره نتیجه خصوصیسازی بر بهرهوری حکم قطعی داد.
با این حال، او بر تقدم آزادسازی بر خصوصیسازی تأکید کرده است. بر این اساس، اگر مالکیت بنگاه تغییر کند اما دولت همچنان در قیمتگذاری، مدیریت یا تصمیمهای اقتصادی آن مداخله داشته باشد، بخشی از مزیت مورد انتظار خصوصیسازی از بین میرود.
از این منظر، خصوصیسازی صرفاً انتقال مالکیت کارخانه نیست؛ بلکه کیفیت فرآیند واگذاری، اصلاح ساختار بنگاه پیش از واگذاری و کاهش مداخلات پس از آن نیز اهمیت دارد.
جای خالی بنگاههای متوسط در صنعت ایران
یکی از نکات مهم برای سیاست صنعتی، مسئله کمبود بنگاههای متوسط است.
ساختار فعلی، به روایت گزارش، دو سر پررنگ دارد: تعداد زیادی بنگاه کوچک و تعداد محدودی بنگاه بزرگ. در این میان، مسیر رشد بنگاههای کوچک و متوسط به مقیاسهای بالاتر با موانع مختلفی مواجه است.
فرشاد فاطمی نیز بر ضرورت ایجاد یک زمین بازی عادلانه برای بنگاههای کوچک و متوسط تأکید کرده و موانعی مانند قوانین ورشکستگی، تأمین مالی، ورود به بازار سرمایه و قواعد مربوط به رشد شرکتها را از مسائل مؤثر بر مسیر بزرگشدن بنگاهها دانسته است.
برای صنعت، این موضوع اهمیت زیادی دارد؛ زیرا رشد یک بنگاه کوچک به یک شرکت متوسط و سپس یک بنگاه بزرگ، در صورت همراه شدن با افزایش بهرهوری، میتواند بخشی از فرآیند طبیعی شکلگیری شرکتهای رقابتپذیر باشد.
ثبات اقتصادی؛ شرط رشد بنگاههای بهرهور
رشد بنگاه تنها به تصمیم مدیر کارخانه وابسته نیست. تورم، نوسان نرخ ارز، محدودیتهای تجاری و دسترسی به بازارهای جهانی نیز بر توان شرکت برای سرمایهگذاری، توسعه فناوری و افزایش مقیاس اثر میگذارند.
در این گزارش، ثبات اقتصاد کلان، ارتباط با اقتصاد جهانی و وجود فضای رقابتی بهعنوان عوامل مهم در مسیر رشد بنگاهها مطرح شدهاند. Pasted text
این موضوع برای صنایع صادراتمحور اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا دسترسی به بازار خارجی علاوه بر ایجاد امکان افزایش فروش، میتواند شرکت را در معرض استانداردهای بالاتر، فناوری جدید و رقابت بینالمللی قرار دهد.
پیام این گزارش برای صنعت ایران چیست؟
مسئله اصلی صنعت ایران صرفاً «بزرگ یا کوچک بودن» بنگاه نیست. آنچه اهمیت دارد، مسیر رشد بنگاه و رابطه میان رشد اندازه، بهرهوری و رقابتپذیری است.
اگر بنگاههای کوچک و متوسط بهرهور نتوانند رشد کنند، تأمین مالی مناسب نداشته باشند یا با مقرراتی مواجه شوند که توسعه آنها را دشوار کند، صنعت با کمبود بنگاههای متوسط و رقابتپذیر مواجه خواهد ماند. از سوی دیگر، اگر بنگاههای بزرگ بدون اصلاح ساختار مدیریتی، مالکیتی و رقابتی توسعه پیدا کنند، افزایش اندازه آنها الزاماً به افزایش بهرهوری منجر نخواهد شد.
از همین منظر، اصلاح ساختار صنعت میتواند بیش از آنکه به دنبال «بزرگتر کردن بنگاهها» باشد، بر رشد بنگاههای بهرهور، افزایش رقابت، بهبود محیط کسبوکار و فراهم کردن امکان ورود و خروج بنگاهها از بازار متمرکز شود. این جمعبندی با جهتگیری مطرحشده در گزارش درباره ضرورت رقابتیتر شدن صنعت و رفع موانع رشد بنگاههای بهرهور همراستاست. Pasted text
