پیشنهاد ایجاد «شرکت ملی طلای ایران» با محوریت استانهای شمالغرب کشور مطرح شده است؛ ساختاری که در صورت شکلگیری، قرار است زنجیره طلا را از اکتشاف و استخراج تا فرآوری، صنایع پاییندستی و صادرات بهصورت یکپارچه دنبال کند. این موضوع فعلاً در حد پیشنهاد معاون اداره کل امور استانهای وزارت صمت است و هنوز تصمیم یا مصوبهای برای تأسیس چنین شرکتی اعلام نشده است.
به گزارش صنعتگرد، فرشاد زاهد، معاون اداره کل امور استانهای وزارت صنعت، معدن و تجارت، در گردهمایی مدیران صنعت، معدن و تجارت استانهای غرب کشور در کردستان پیشنهاد کرد شرکت ملی طلای ایران با محوریت شمالغرب کشور تشکیل شود. هدف مطرحشده برای این ساختار، اتصال ظرفیتهای معدنی چند استان و توسعه یک زنجیره مشترک در حوزه طلاست.
بر اساس این پیشنهاد، آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اردبیل، زنجان و کردستان بهجای برنامهریزی جداگانه برای ظرفیتهای معدنی خود، میتوانند در قالب یک برنامه منطقهای در بخش اکتشاف، استخراج، فرآوری و توسعه صنایع پاییندستی فعالیت کنند.
شرکت ملی طلای ایران فعلاً یک پیشنهاد است
مهمترین نکته در انتشار این خبر، تفکیک میان «پیشنهاد تشکیل» و «ایجاد شرکت» است. در گزارش منتشرشده هیچ مصوبه، زمانبندی اجرایی، سرمایه اولیه، ساختار سهامداری یا نهاد متولی مشخصی برای تشکیل شرکت ملی طلای ایران اعلام نشده است. بنابراین فعلاً نمیتوان از راهاندازی یا تأسیس این شرکت سخن گفت.
آنچه مطرح شده، پیشنهاد ایجاد یک ساختار ملی مشابه تجربه شرکتهای بزرگ معدنی برای هماهنگکردن ظرفیتهای پراکنده زنجیره طلاست. فرشاد زاهد در توضیح این ایده، شرکت ملی مس را نمونهای از یک ساختار بزرگ صنعتی دانسته که توانسته فعالیتهای مرتبط با زنجیره ارزش را در مقیاس وسیعتر سازماندهی کند.
چرا شمالغرب برای زنجیره طلا انتخاب شده است؟
پیشنهاد مطرحشده بر این فرض استوار است که چند استان غرب و شمالغرب ایران بهطور همزمان دارای ظرفیت معدنی و مزیت مرزی هستند. وزارت صمت در این نشست بر آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اردبیل، زنجان و کردستان تأکید کرده و خواستار آن شده است که ظرفیتهای این استانها نه بهصورت جزیرهای، بلکه در قالب یک زنجیره منطقهای معدن و تجارت مورد بررسی قرار گیرد.
در حوزه طلا نیز پیشنهاد اصلی این است که فعالیت صرفاً به استخراج ماده معدنی محدود نشود. در یک زنجیره کامل، مراحل مختلفی از مطالعات زمینشناسی و اکتشاف گرفته تا استخراج، فرآوری، تولید محصولات با ارزش افزوده بالاتر و در نهایت ورود به بازار داخلی یا صادرات باید به یکدیگر متصل شوند.
این همان نقطهای است که موضوع برای سرمایهگذاران معدنی اهمیت پیدا میکند؛ زیرا ارزش اقتصادی معدن طلا صرفاً به حجم ماده استخراجشده وابسته نیست و محل انجام فرآوری و شکل فروش محصول نیز بر ارزش نهایی زنجیره اثر دارد.
زنجیره ارزش طلا قرار است از کجا تا کجا امتداد پیدا کند؟
طرح مطرحشده در نشست مدیران صمت پنج حلقه اصلی را هدف قرار میدهد: اکتشاف، استخراج، فرآوری، صنایع پاییندستی و صادرات.
در مرحله نخست، توسعه مطالعات اکتشافی اهمیت دارد. معاون اداره کل امور استانهای وزارت صمت پیشنهاد کرده است سازمان زمینشناسی، دانشگاهها و شرکتهای دانشبنیان در شناسایی دقیقتر ذخایر و توسعه فناوریهای معدنی نقش بیشتری داشته باشند.
پس از اکتشاف و استخراج، حلقه فرآوری تعیین میکند چه میزان از ارزش افزوده ماده معدنی در همان منطقه باقی میماند. اگر محصول معدنی بدون تکمیل فرآیندهای پاییندستی از منطقه خارج شود، بخشی از فرصت صنعتی و اشتغال مرتبط نیز به مناطق دیگر منتقل خواهد شد.
به همین دلیل، ایده ایجاد شرکت ملی طلا بیش از آنکه تنها بر افزایش استخراج متمرکز باشد، بر تکمیل زنجیره و تمرکز ظرفیتهای پراکنده استوار شده است.
مرزهای غربی چه نقشی در این طرح دارند؟
بخش دوم این پیشنهاد به تجارت منطقهای مربوط میشود. کردستان و آذربایجان غربی دارای مرزهای فعال با کشورهای همسایه هستند و در نشست اخیر وزارت صمت، از این ظرفیت بهعنوان بخشی از زیرساخت موردنیاز برای صادرات محصولات استانهای شمالغرب یاد شد.
فرشاد زاهد بر توسعه زیرساختهای لجستیکی و ایجاد شبکه توزیع منطقهای تأکید کرده و گفته است تولیدات استانهای همجوار میتوانند از مسیرهای مرزی کردستان و آذربایجان غربی به بازارهای منطقهای منتقل شوند.
این نگاه در صورت اجراییشدن میتواند معادن را به شبکه حمل، فرآوری و تجارت خارجی متصل کند؛ موضوعی که برای پروژههای معدنی دور از بازار مصرف یکی از عوامل اصلی اقتصادیشدن سرمایهگذاری محسوب میشود.
تجارت ۶ میلیارد دلاری کردستان؛ عددی که باید در چارچوب اظهارات استانی دیده شود
محمدبختیار خلیقی، مدیرکل صنعت، معدن و تجارت کردستان، در همین نشست حجم مبادلات تجاری استان را حدود ۶ میلیارد دلار در سال اعلام کرده و موقعیت کردستان را برای تجارت با اقلیم کردستان عراق و بازارهای منطقهای مهم دانسته است. این رقم در گزارش ایرنا به نقل از مدیرکل صمت کردستان منتشر شده است و باید به همین شکل، بهعنوان رقم اعلامشده از سوی مقام استانی مورد استفاده قرار گیرد.
خلیقی همچنین از توسعه زیرساختهای تجاری و تکمیل پروژههای صنایع معدنی و زنجیره فولاد بهعنوان دو محور دیگر برنامه صنعتی استان نام برده است.
شرکت ملی طلا چه مسئلهای را میتواند حل کند؟
اگر این پیشنهاد از مرحله ایده عبور کند، مهمترین کارکرد چنین ساختاری میتواند هماهنگی میان چند بخش باشد که اکنون ممکن است بهصورت جداگانه فعالیت کنند. اکتشاف یک ذخیره معدنی، صدور مجوز، تأمین مالی معدن، احداث کارخانه فرآوری، زیرساخت برق و آب، حمل ماده معدنی، توسعه صنایع پاییندستی و صادرات، هرکدام متولیان و سرمایهگذاران متفاوتی دارند.
وجود یک ساختار متمرکز میتواند بالقوه برنامهریزی این حلقهها را منسجمتر کند؛ اما در مقابل، ساخت شرکت جدید بهخودیخود تضمینکننده توسعه زنجیره نیست. موضوعاتی مانند مدل مالکیت، حضور بخش خصوصی، تأمین مالی، محدوده مأموریت، جلوگیری از موازیکاری با مجموعههای موجود و نحوه تقسیم منافع میان استانها باید مشخص شود.
به همین دلیل، مرحله مهم بعدی این پیشنهاد انتشار یک طرح اجرایی و اقتصادی مشخص خواهد بود.
فرصت برای صنایع پاییندستی طلا
زاویهای که معمولاً در اخبار معدنی کمتر مورد توجه قرار میگیرد، فاصله میان استخراج طلا و محصول نهایی است. اگر برنامه شمالغرب کشور فقط به توسعه معادن منجر شود، بخش مهمی از ظرفیت ایجاد ارزش افزوده همچنان استفاده نشده باقی خواهد ماند. اما توسعه پالایش، محصولات نیمهساخته، صنایع طلا و جواهر، تجهیزات تخصصی و خدمات آزمایشگاهی میتواند فعالیت اقتصادی بیشتری پیرامون معدن ایجاد کند.
از منظر صنعتگرد، ارزش اصلی پیشنهاد مطرحشده نیز دقیقاً در همین بخش است: حرکت از نگاه «معدن طلا» به سمت «صنعت طلا».
این تغییر نگاه میتواند فرصتهایی برای سرمایهگذاری در فرآوری، ساخت تجهیزات، فناوریهای اکتشاف، خدمات آزمایشگاهی و صنایع پاییندستی ایجاد کند؛ البته مشروط بر اینکه برنامه نهایی صرفاً به ایجاد یک شرکت دولتی جدید محدود نشود.
چه چیزهایی هنوز مشخص نیست؟
برای تبدیل پیشنهاد «شرکت ملی طلای ایران» به یک پروژه قابل ارزیابی، هنوز چند اطلاعات اساسی منتشر نشده است. مشخص نیست این شرکت در صورت تأسیس دولتی، خصوصی یا ترکیبی خواهد بود؛ سرمایه اولیه آن از چه محلی تأمین میشود؛ چه معادن یا پروژههایی زیرمجموعه آن قرار میگیرند؛ مرکز آن در کدام استان خواهد بود و چه سهمی از فعالیت آن به اکتشاف، فرآوری یا صادرات اختصاص پیدا میکند.
همچنین هنوز درباره زمان بررسی این پیشنهاد در وزارت صمت یا ارائه آن به نهادهای تصمیمگیر خبری منتشر نشده است.
بنابراین در حال حاضر، این موضوع بیش از آنکه یک پروژه قطعی سرمایهگذاری باشد، یک پیشنهاد سیاستی برای بازآرایی زنجیره طلای کشور است.
تحلیل صنعتگرد؛ مسئله اصلی، شرکت جدید نیست؛ زنجیره کامل طلاست
برای بخش معدن، نام «شرکت ملی طلای ایران» ممکن است مهمترین بخش تیتر باشد، اما از نظر اقتصادی بخش مهمتر خبر، پیشنهاد تشکیل زنجیره منطقهای طلا در شمالغرب کشور است. اگر معادن چند استان بهصورت مستقل توسعه پیدا کنند اما فرآوری، صنایع پاییندستی، لجستیک و صادرات آنها به یکدیگر متصل نشود، بخشی از ظرفیت اقتصادی این ذخایر استفاده نخواهد شد.
در مقابل، شکلگیری یک خوشه منطقهای میتواند سرمایهگذاری در کارخانههای فرآوری، تجهیزات معدنی، فناوریهای اکتشافی و صنایع پاییندستی را اقتصادیتر کند. معیار موفقیت چنین طرحی نیز نباید صرفاً میزان استخراج طلای بیشتر باشد؛ بلکه باید دید چه میزان ارزش افزوده، سرمایهگذاری و اشتغال جدید در همان زنجیره ایجاد میشود و چه سهمی از محصول با ارزش افزوده بالاتر وارد بازار میشود.
در نتیجه، آنچه در ماههای آینده باید رصد شود نه فقط سرنوشت نام «شرکت ملی طلای ایران»، بلکه ارائه برنامهای مشخص برای اتصال معادن، فرآوری، صنایع پاییندستی و مسیرهای صادراتی شمالغرب کشور است.

