محمد اسدی، مدیرعامل شرکت ماناسوله، نزدیک به ۲۸ سال سابقه فعالیت در صنعت دارد؛ مسیری که از تدریس در دانشگاه آغاز شد و در نهایت او را به کارگاههای ساختمانی، ساخت سازههای فلزی و راهاندازی مجموعهای با رویکرد فنی و مهندسی رساند. او معتقد است در صنعت سازههای فلزی، قیمت پایین نباید جای استاندارد، کیفیت و اعتماد را بگیرد؛ زیرا سهم سازه فلزی از هزینه نهایی ساختمان محدود است، اما بخش مهمی از ایمنی و دوام ساختمان به همین سازه وابسته است.
به گزارش صنعتگرد، در گفتوگوی اختصاصی با محمد اسدی، مدیرعامل شرکت ماناسوله، درباره مسیر ورود او از دانشگاه به صنعت، شکلگیری ماناسوله، چالشهای تأمین مواد اولیه، کمبود نیروی انسانی، حاشیه سود پایین صنعت سازه فلزی، اهمیت استاندارد و توصیههایی برای جوانانی که قصد ورود به این حوزه را دارند، صحبت کردیم.
از استاد دانشگاه تا فعالیت ۲۸ ساله در صنعت
مسیر حرفهای مدیرعامل ماناسوله از فضای دانشگاه آغاز شد. او سابقه علمی و دانشگاهی دارد و حدود سه سال نیز بهعنوان استاد دانشگاه فعالیت کرده است؛ اما در ادامه به این جمعبندی رسید که حضور در فضای اجرایی و کارگاههای ساختمانی میتواند مسیر مناسبتری برای او باشد.
او درباره این تصمیم میگوید:
«بعد از تحصیلات عالی استاد دانشگاه شدم و حدود سه سال در دانشگاه فعالیت کردم. بعد به این نتیجه رسیدم که شاید در کارگاه ساختمانی مفیدتر باشم. وارد کارهای ابنیه شدم و در کنار آن ساخت سازه فلزی را شروع کردم و بهتدریج این فعالیت را توسعه دادم.»
ورود او به صنعت نتیجه ادامه یک کسبوکار خانوادگی نبود. پدرش در این حرفه فعالیت نداشت و در میان اعضای خانواده نیز فردی نبود که مستقیماً الگوی ورود او به صنعت سازههای فلزی باشد.
آنچه در نهایت مسیر حرفهایاش را مشخص کرد، نیازهایی بود که در پروژهها و کارگاههای ساختمانی با آنها مواجه میشد؛ تجربهای که بهمرور فعالیت در حوزه سازه فلزی را به بخش اصلی زندگی کاری او تبدیل کرد.
ماناسوله چگونه شکل گرفت؟
شرکت ماناسوله فعالیت خود را از سال ۱۳۹۹ آغاز کرد؛ هرچند تیم مدیریتی این مجموعه پیش از آن نیز با برند دیگری در همین حوزه فعالیت داشت.
مدیرعامل این شرکت درباره دلیل شکلگیری ماناسوله میگوید:
«احساس میکردم باید شرکتی وجود داشته باشد که نشان استاندارد داشته باشد و بتواند ضوابط استاندارد را در ساخت سازههای فلزی رعایت کند. به همین دلیل تیمی را که از نظر علمی و تجربی توانمند باشد کنار هم جمع کردیم و ماناسوله شکل گرفت.»
از همان ابتدا، نگاه مجموعه به تولید بر پایه یک رویکرد فنی و مهندسی در ساخت سازههای فلزی شکل گرفت و تجهیزات کارخانه نیز با همین دیدگاه توسعه پیدا کرد.
هدف این است که توسعه کارخانه و فعالیتهای آینده نیز در همین مسیر ادامه پیدا کند؛ مسیری که استاندارد، کنترل فنی و تیمسازی در آن نقش اصلی دارند.
ماناسوله چه سازههایی تولید میکند؟
در حال حاضر حدود ۷۰ نفر بهصورت مستقیم در بخشهای ستادی، تولید، نظارت و مدیریت مجموعه فعالیت دارند و حدود ۲۰ نفر نیز در تیمهای نصب و عملیات خارج از کارخانه مشغول هستند.
دامنه فعالیت این شرکت تنها به ساخت سوله محدود نمیشود.
محصولات مجموعه شامل انواع سازههای فلزی ساختمانی و صنعتی است؛ از اسکلت فلزی ساختمانهای مسکونی چندطبقه و مجتمعهای تجاری گرفته تا سولههای صنعتی و سازههای نگهدارنده تجهیزات.
به بیان سادهتر، هر پروژهای که بخش اصلی سازه آن با آهنآلات، ورق و اجزای فلزی ساخته شود، میتواند در حوزه فعالیت این مجموعه قرار گیرد.
چالش بزرگ صنعت سازه فلزی؛ قیمت مواد اولیه قابل پیشبینی نیست
یکی از جدیترین مشکلات فعالان این حوزه، نوسان شدید قیمت مواد اولیه است؛ مسئلهای که ریسک قراردادهای ساخت سازه فلزی را افزایش داده است.
فاصله زمانی میان عقد قرارداد و خرید متریال ممکن است هزینه اجرای یک پروژه را بهطور محسوس تغییر دهد. این موضوع زمانی جدیتر میشود که یک پروژه به چندصد تن ورق و آهنآلات نیاز داشته باشد.
مدیرعامل ماناسوله برای توضیح این شرایط یک مثال عددی مطرح میکند: اگر قیمت هر کیلو ورق فولادی در مدت کوتاهی تنها حدود پنج هزار تومان افزایش پیدا کند، در یک پروژه ۲۰۰ تنی، اختلاف هزینه خرید مواد اولیه میتواند به حدود یک میلیارد تومان برسد.
در چنین شرایطی، شرکتی که پشتوانه مالی و توان مدیریت نقدینگی نداشته باشد، ممکن است با مشکلات جدی روبهرو شود.
مشکل نیز تنها به آهنآلات محدود نیست. رنگ، سیم جوش، پیچ و مهره، سنگ، وایر و دیگر مواد مصرفی کارخانه هم تحت تأثیر افزایش قیمت قرار دارند.
حتی اقلام به ظاهر سادهای مانند لباس و کفش کار نیز در نهایت بخشی از هزینه تمامشده تولید هستند.
کمبود نیروی انسانی؛ چالشی که آرامآرام جدیتر شده است
در کنار تأمین مواد اولیه، کمبود نیروی انسانی جوان در صنعت به یکی دیگر از دغدغههای این حوزه تبدیل شده است.
به باور مدیر این مجموعه، طی سالهای گذشته پشتوانهسازی مناسبی برای نیروی انسانی صنایع اتفاق نیفتاده و اکنون آثار این مسئله بیشتر دیده میشود.
البته او تأکید میکند که نمیتوان درباره تمام افراد یک نسل حکم یکسانی صادر کرد و جوانان فعال و موفق زیادی وجود دارند؛ اما در صنعتی مانند سازه فلزی که شرایط کاری دشوارتری دارد، جذب نسل جدید نیروی کار سختتر شده است.
او میگوید:
«نسل جوان باید وارد سیستم تولید شود. این مشکل فقط مربوط به صنعت ما نیست، اما چون کار سازه فلزی کار سختی است، مسئله نیروی انسانی در این بخش پررنگتر است.»
این مسئله از آن جهت اهمیت دارد که بخشی از مهارتهای صنعتی نه صرفاً در کلاس آموزشی، بلکه در دل کارخانه و طی سالها تجربه منتقل میشود. نبود نسل جایگزین میتواند در آینده به یکی از چالشهای جدی صنایع تولیدی تبدیل شود.
هزینه ساخت یک سوله فلزی چقدر است؟
یکی از بخشهای قابلتوجه این گفتوگو، اعدادی است که درباره هزینه پروژههای سازه فلزی مطرح میشود.
بر اساس قیمتهای زمان انجام این مصاحبه، حتی پروژههای نسبتاً کوچک نیز میتوانند قراردادهایی چند میلیارد تومانی داشته باشند.
برای نمونه، یک سوله حدود هزار مترمربعی ممکن است بین ۲۵ تا ۳۰ تن سازه فلزی نیاز داشته باشد که هزینه اجرای آن همراه با تأمین متریال میتواند در حدود پنج میلیارد تومان باشد.
اگر همین پروژه صرفاً بهصورت دستمزدی اجرا شود و تأمین متریال بر عهده کارفرما باشد، هزینه ساخت میتواند حدود یک میلیارد تومان باشد.
در سازههای شهری نیز شرایط مشابهی وجود دارد. برای مثال یک ساختمان متعارف هفت سقف با حدود هزار متر زیربنا ممکن است به حدود ۵۰ تن سازه فلزی نیاز داشته باشد و هزینه اجرای سازه آن با تأمین متریال به چند میلیارد تومان برسد.
البته این ارقام مربوط به زمان انجام گفتوگو هستند و با تغییر قیمت آهنآلات و سایر نهادهها میتوانند بهسرعت تغییر کنند.
چرا گردش مالی بالا به معنی سود زیاد نیست؟
دیدن قراردادهای چند میلیارد تومانی ممکن است این تصور را ایجاد کند که ساخت سازه فلزی کسبوکاری با حاشیه سود بسیار بالا است؛ اما واقعیت صنعت متفاوت است.
به گفته مدیرعامل ماناسوله، حدود ۸۰ درصد مبلغ بسیاری از قراردادها صرف خرید متریال، بهویژه آهنآلات میشود.
بخش باقیمانده نیز بهطور کامل سود تولیدکننده نیست. هزینه رنگ، سیم جوش، نیروی انسانی، مواد مصرفی و سایر هزینههای تولید نیز باید از همین رقم پرداخت شود.
به همین دلیل، حاشیه سود ساخت سازه فلزی چندان بالا نیست و سودآوری مجموعه بیش از هر چیز به حجم تولید وابسته است.
او در اینباره توضیح میدهد:
«سود ما در این است که تناژ بیشتری تولید کنیم. هرچه بیشتر بفروشیم، در مجموع درآمد بیشتری ایجاد میشود.»
این شرایط نشان میدهد که گردش مالی بالا الزاماً به معنای سودآوری بالا نیست؛ بهویژه در صنعتی که بخش عمده پول دریافتی مستقیماً برای خرید مواد اولیه هزینه میشود.
یک تجربه ناموفق چگونه به شکلگیری ماناسوله منجر شد؟
مسیر کسبوکار همیشه خطی و بدون شکست نبوده است.
در سال ۱۳۹۸ شرکت قبلی به دلیل کمبود تقاضای کار و اشتباه در ارزیابی شرایط بازار منحل شد؛ تجربهای که میتوانست به خروج کامل از این حوزه منجر شود، اما در عمل به نقطه شروع یک مسیر جدید تبدیل شد.
پس از آن، ماناسوله با رویکرد متفاوتی شکل گرفت؛ رویکردی مبتنی بر تیمسازی، برنامهریزی، نگاه فنی و حرکت به سمت استاندارد.
همین تغییر دیدگاه باعث شد مدل فعالیت شرکت جدید با گذشته متفاوت باشد.
این تجربه شاید یکی از بخشهای مهم مسیر کاری محمد اسدی باشد؛ اینکه یک تصمیم ناموفق یا تعطیلی یک مجموعه لزوماً به معنای پایان راه نیست و میتواند مبنای بازطراحی مدل کسبوکار قرار گیرد.
در صنعت سازه فلزی، اعتبار فقط پول نیست
وقتی صحبت به توصیه برای جوانانی میرسد که قصد ورود به صنعت دارند، سه موضوع بیش از همه اهمیت پیدا میکند: پشتوانه، صداقت و پشتکار.
نخستین مسئله، داشتن توان مالی برای مدیریت نوسانات بازار است. افزایش ناگهانی قیمت مواد اولیه میتواند در فاصله کوتاهی بخش بزرگی از سرمایه پروژه را تحت تأثیر قرار دهد.
اما پول تنها عامل ماندگاری در این بازار نیست.
در صنعتی که ارزش یک پروژه میتواند به دهها میلیارد تومان برسد، کارفرما باید بتواند سرمایه خود را با اطمینان در اختیار پیمانکار قرار دهد.
به تعبیر مدیرعامل ماناسوله:
«اعتبار فقط پول نیست. اعتبار از پول هم میآید، اما قبل از پول از صداقت، درستی و خوشقولی میآید.»
کارفرمایی که قصد واگذاری یک پروژه بزرگ را دارد، معمولاً درباره سابقه شرکت، پروژههای قبلی و تجربه مشتریان قبلی تحقیق میکند.
به همین دلیل اعتماد را میتوان یکی از مهمترین داراییهای نامشهود یک مجموعه صنعتی دانست؛ داراییای که طی سالها ساخته میشود و مستقیماً بر امکان دریافت پروژههای بزرگتر اثر میگذارد.
حادثه در صنعت؛ جایی که کنترل و پیشگیری اهمیت پیدا میکند
صنعت سازه فلزی با ماشینآلات سنگین، حمل قطعات بزرگ، جرثقیل و فعالیت در ارتفاع سروکار دارد؛ بنابراین ایمنی در این حوزه موضوعی حاشیهای نیست.
در این گفتوگو به نمونههایی از حوادث سالهای گذشته اشاره شد؛ از آسیب جرثقیل هنگام نصب یک ستون تا حادثه سقوط یک نیروی پیمانکار نصب از ارتفاع.
اگرچه چنین حوادثی به گفته مدیر مجموعه بسیار محدود بودهاند، نگاه او این است که حتی همین تعداد نیز نباید اتفاق بیفتد.
به همین دلیل، فعالتر شدن مبادی کنترلی، پیشبینی خطر و مدیریت عملیات نصب به یکی از موضوعات جدی در فرآیند فعالیت شرکت تبدیل شده است.
در صنایع سنگین، تجربه حوادث گذشته بیش از آنکه صرفاً یک خاطره تلخ باشد، باید به بخشی از فرآیند یادگیری و اصلاح سیستم تبدیل شود.
آیا ارزانتر ساختن سازه فلزی واقعاً صرفه اقتصادی دارد؟
یکی از مهمترین نکات این مصاحبه به رابطه میان قیمت، کیفیت و ایمنی سازه فلزی مربوط میشود.
برای توضیح موضوع، مدیرعامل ماناسوله مثالی از بازار ساختمان مشهد مطرح میکند.
به گفته او، اگر قیمت فروش آپارتمان در برخی مناطق برخوردار شهر حدود ۳۵۰ تا ۴۰۰ میلیون تومان به ازای هر مترمربع باشد، هزینه سازه فلزی همان ساختمان ممکن است چیزی در حدود ۸ تا ۱۰ میلیون تومان در هر مترمربع باشد.
در نتیجه، سهم سازه فلزی از ارزش نهایی ساختمان رقم بزرگی نیست؛ اما تقریباً تمام اجزای دیگر ساختمان بر همین سازه قرار دارند.
مسئله زمانی جدی میشود که سازنده برای کاهش بخش کوچکی از هزینه پروژه، ساخت اسکلت را به کارگاهی واگذار کند که استانداردها یا مقررات لازم را رعایت نمیکند.
ممکن است تفاوت قیمت ساخت در نگاه اول جذاب باشد، اما اگر این کاهش هزینه به افت کیفیت سازه منجر شود، صرفهجویی محدود اولیه میتواند کل سرمایه پروژه را در معرض ریسک قرار دهد.
چرا استاندارد در سازه فلزی اهمیت دارد؟
در صنعتی که محصول نهایی مستقیماً با ایمنی ساختمان ارتباط دارد، استاندارد نباید صرفاً یک گواهی اداری تلقی شود.
بر اساس توضیحات ارائهشده در این مصاحبه، در خراسان چندین شرکت توانستهاند استانداردهای لازم را دریافت کنند و مجموعههای دیگری نیز در مسیر دریافت آن قرار دارند.
بنابراین حرکت به سمت استاندارد به معنای محدود شدن بازار به یک یا دو شرکت نیست؛ بلکه میتواند زمینه شکلگیری شبکهای از سازندگان حرفهای و قابل اعتماد را فراهم کند.
هدف اصلی این است که پروژههای صنعتی، مسکونی و تجاری به سمت سازندگانی حرکت کنند که فرآیندهای تولید آنها قابل کنترل و ارزیابی باشد.
در نهایت، موضوع استاندارد در این صنعت تنها یک بحث میان تولیدکننده و کارفرما نیست؛ بلکه مستقیماً با ایمنی ساختمان و حفظ سرمایهای که برای احداث آن صرف شده ارتباط دارد.
«ساختمانی که میسازیم فقط سرمایه شخصی ما نیست»
یکی از متفاوتترین بخشهای این گفتوگو به نگاه مدیرعامل ماناسوله درباره مفهوم سرمایه در ساختوساز بازمیگردد.
از دید او، حتی اگر سند یک کارخانه، سوله یا ساختمان به نام یک شخص حقیقی یا حقوقی باشد، منابعی که برای ساخت آن مصرف میشوند بخشی از سرمایه کشور هستند.
نیروی انسانی، برق، آب، فولاد و سایر مواد اولیهای که در یک پروژه مصرف میشوند نباید با اجرای غیراستاندارد هدر بروند.
او میگوید:
«خیلی خوب است که به خاطر خودمان و نسل بعد، این سرمایه را درست هزینه کنیم. بعضی وقتها کار غیراستاندارد یعنی اینکه چند سال بعد مجبور شویم دوباره همان هزینه را انجام دهیم.»
از این منظر، افزایش عمر مفید ساختمان تنها به نفع مالک نیست. هرچه سازهها بادوامتر و استانداردتر باشند، منابع کمتری برای تخریب و ساخت مجدد مصرف میشود و سرمایه بیشتری میتواند به توسعه زیرساختهای جدید اختصاص پیدا کند.
توصیه به جوانانی که میخواهند وارد صنعت شوند
حاصل نزدیک به سه دهه حضور در صنعت را میتوان در چند واژه خلاصه کرد: تخصص، صداقت، پشتکار و اعتمادسازی.
جوانی که قصد ورود به صنعت را دارد باید بداند که تنها داشتن دانش فنی یا سرمایه اولیه برای موفقیت کافی نیست. نوسان بازار، تعهدات مالی، مدیریت نیروی انسانی و مسئولیت در برابر مشتری بخش جداییناپذیر فعالیت صنعتی هستند.
در کنار همه این موارد، چیزی که در بلندمدت یک برند صنعتی را میسازد، اعتماد است.
اعتمادی که نه با تبلیغات کوتاهمدت، بلکه با تحویل درست پروژه، خوشقولی، کیفیت و رفتار حرفهای شکل میگیرد.
مسیر محمد اسدی از دانشگاه به کارگاه، تجربه تعطیلی یک شرکت و سپس راهاندازی مجموعهای با رویکرد فنی و استانداردمحور نیز یک نکته مهم دارد: شکست یک مسیر لزوماً پایان فعالیت نیست؛ گاهی همان تجربه میتواند مبنای ساختن یک مدل حرفهایتر باشد.
