بررسی صنعتگرد نشان میدهد بازار مس همزمان تحت تأثیر چهار نیروی متفاوت قرار گرفته است: توسعه سریع شبکههای برق و مراکز داده، افت تولید معادن، انتقال موجودیهای فیزیکی به آمریکا و ورود سرمایههای مالی به بازار. نکته مهمتر این است که جهان در کوتاهمدت لزوماً با کسری مطلق مس روبهرو نیست؛ مشکل اصلی، فاصله رو به افزایش میان سرعت توسعه مصرف و سرعت ایجاد ظرفیت جدید معدن است.
به گزارش صنعتگرد، بررسی تازهترین دادههای بازار نشان میدهد قیمت مس سهماهه بورس فلزات لندن (LME) روز ۸ سپتامبر ۲۰۲۶ تا ۱۴ هزار و ۷۷۹ دلار در هر تن صعود کرد و رکورد جدیدی برای این قرارداد به ثبت رساند. در معاملات ۹ سپتامبر قیمت تا حوالی ۱۴ هزار و ۶۲۸ دلار عقب نشست، اما همچنان نزدیک بالاترین سطوح تاریخی قرار دارد. قیمت مس از ابتدای سال نیز رشد قابلتوجهی را تجربه کرده است.
این رکورد در ظاهر میتواند تأییدی بر روایت مشهور «کمبود مس در عصر هوش مصنوعی» باشد، اما بررسی جزئیات بازار نشان میدهد پاسخ به این سؤال که چرا مس گران شده، بسیار پیچیدهتر است.
جهان با کمبود مس مواجه شده است؟
نخستین نکتهای که روایت معمول بازار را تغییر میدهد، آمار گروه مطالعات بینالمللی مس یا ICSG است. این نهاد در آخرین پیشبینی رسمی خود برای سال ۲۰۲۶ همچنان حدود ۹۶ هزار تن مازاد مس تصفیهشده و برای سال ۲۰۲۷ حدود ۳۷۷ هزار تن مازاد پیشبینی کرده است. بنابراین بر اساس تراز سالانه، فعلاً نمیتوان گفت جهان وارد یک کسری گسترده و قطعی مس تصفیهشده شده است.
آمار نیمه نخست سال ۲۰۲۶ نیز همین دوگانگی را نشان میدهد. تولید جهانی معادن مس حدود ۱.۱ درصد کاهش یافته و تولید کنسانتره حدود ۲.۶ درصد افت کرده است؛ در مقابل، تولید مس تصفیهشده حدود ۲.۴ درصد افزایش یافته و بازار در این دوره حدود ۱۳۱ هزار تن مازاد داشته است.
پس چرا با وجود این مازاد، قیمت به بالاترین سطح تاریخ رسیده است؟
پاسخ در تفاوت میان «مقدار مس موجود در جهان» و «مقدار مس قابل دسترس در بازار مورد نیاز خریدار» قرار دارد.
بازار مس با کمبود جغرافیایی روبهرو شده است
احتمال اعمال تعرفه آمریکا بر واردات مس تصفیهشده باعث شده معاملهگران حجم بزرگی از کاتد مس را به سمت انبارهای آمریکا منتقل کنند. در نیمه نخست سال ۲۰۲۶ آمریکا نزدیک به ۸۸۵ هزار تن کاتد مس تصفیهشده وارد کرد. موجودی انبارهای COMEX نیز بهشدت افزایش یافته و طبق دادههای ۸ سپتامبر به حدود ۷۲۳ هزار تن رسیده است. این یعنی ممکن است بازار جهانی روی کاغذ مازاد داشته باشد، اما بخش بزرگی از فلز در محلی انبار شده باشد که خریداران سایر مناطق بهراحتی به آن دسترسی ندارند.
این دقیقاً همان نقطهای است که قیمت میتواند حتی بدون کسری جهانی افزایش پیدا کند.
تحلیل صنعتگرد: بازار مس در سال ۲۰۲۶ را میتوان نمونهای از «کمبود مکانی» دانست؛ یعنی مسئله تنها این نیست که چه مقدار مس در جهان وجود دارد، در واقع این است که موجودی در کدام کشور، کدام بورس و تحت چه سیاست تجاری قرار گرفته است.
میزان مصرف هوش مصنوعی از مس چقدر است؟
دومین بخش داستان به هوش مصنوعی مربوط میشود. افزایش استفاده از AI در نگاه اول ارتباط مستقیمی با معدن مس ندارد. اما هوش مصنوعی برای فعالیت به مراکز داده و مراکز داده به مقادیر بسیار بزرگی برق نیاز دارند.
طبق برآورد آژانس بینالمللی انرژی، مصرف برق مراکز داده جهان از حدود ۴۶۰ تراواتساعت در سال ۲۰۲۴ میتواند تا سال ۲۰۳۰ به حدود ۹۴۵ تراواتساعت برسد؛ یعنی ظرف تنها شش سال بیش از دو برابر شود. اما این فقط برق داخل ساختمان مرکز داده نیست.
برای تأمین این میزان انرژی باید نیروگاه، شبکه انتقال، پست برق، ترانسفورماتور، کابل، تجهیزات توزیع و زیرساخت اتصال ساخته شود. بسیاری از این تجهیزات مصرفکنندگان جدی مس هستند.
بنابراین رابطه واقعی را میتوان اینگونه دید:
هوش مصنوعی ← مرکز داده ← مصرف برق بیشتر ← نیروگاه و شبکه بیشتر ← مصرف مس بیشتر
این زنجیره توضیح میدهد چرا بازار مس بیشتر از بازار بسیاری از مواد معدنی دیگر به موج سرمایهگذاری AI حساس شده است.
محاسبه صنعتگرد؛ سهم مراکز داده از رشد آینده مس چقدر است؟
گزارش جدید S&P Global برآورد میکند تقاضای جهانی مس از حدود ۲۸ میلیون تن در سال ۲۰۲۵ به حدود ۴۲ میلیون تن در سال ۲۰۴۰ برسد. یعنی جهان طی ۱۵ سال به حدود ۱۴ میلیون تن تقاضای سالانه بیشتر نیاز خواهد داشت.
همین گزارش برآورد کرده مصرف مس مرتبط با مراکز داده از حدود ۱.۱ میلیون تن در ۲۰۲۵ به ۲.۵ میلیون تن در ۲۰۴۰ برسد. بنابراین افزایش مستقیم مصرف مراکز داده حدود ۱.۴ میلیون تن خواهد بود. محاسبه صنعتگرد نشان میدهد این مقدار به تنهایی معادل حدود ۱۰ درصد کل افزایش تقاضای جهانی مس تا ۲۰۴۰ است.
اما S&P اثر گستردهتر هوش مصنوعی شامل تجهیزات IT و زیرساخت تولید برق مرتبط را حدود ۲ میلیون تن افزایش تقاضا ارزیابی کرده است. نتیجه مهم این است که AI محرک بزرگی است، اما هنوز تنها موتور بازار مس نیست.
موتور بزرگتر؛ جهان به شبکه برق بیشتری احتیاج دارد
آژانس بینالمللی انرژی معتقد است جهان وارد «عصر برق» شده است. رشد خودروهای برقی، سیستمهای سرمایشی، صنایع، مراکز داده، پمپهای حرارتی و برقیسازی مصرف نهایی باعث شده تقاضای برق با سرعتی بسیار بیشتر از کل تقاضای انرژی افزایش پیدا کند.
مشکل اینجاست که شبکههای فعلی برای این موج تقاضا آماده نیستند. طبق گزارش Electricity ۲۰۲۶ آژانس بینالمللی انرژی، اکنون بیش از ۲۵۰۰ گیگاوات پروژه تولید برق، ذخیرهسازی و بارهای بزرگ مانند مراکز داده در صف اتصال به شبکههای برق جهان قرار دارند. سرمایهگذاری سالانه در شبکه برق نیز اکنون حدود ۴۰۰ میلیارد دلار است و IEA میگوید تا سال ۲۰۳۰ باید تقریباً ۵۰ درصد افزایش یابد.
یعنی اگر برآورد IEA محقق شود، سرمایهگذاری سالانه شبکه برق جهان باید به حوالی ۶۰۰ میلیارد دلار برسد؛ حدود ۲۰۰ میلیارد دلار بیشتر از سطح فعلی.
این افزایش سرمایهگذاری برای بازار مس اهمیت مستقیم دارد.
چرا عرضه نمیتواند به سرعت پاسخ دهد؟
اگر تقاضای یک محصول صنعتی افزایش پیدا کند، معمولاً تولیدکننده ظرفیت را افزایش میدهد. اما معدن مس چنین انعطافی ندارد. از زمان کشف ذخیره تا مطالعات، تأمین مالی، دریافت مجوزهای زیستمحیطی، احداث معدن، کارخانه فرآوری، آب، برق، راه و سایر زیرساختها ممکن است سالها زمان لازم باشد. در همین حال، بسیاری از معادن بزرگ موجود با مسئله کاهش عیار سنگ معدن مواجهاند. در نتیجه برای تولید مقدار مشابه مس باید سنگ بیشتری استخراج و فرآوری شود. آژانس بینالمللی انرژی در گزارش Critical Minerals Outlook ۲۰۲۶ برآورد کرده است که حتی با درنظرگرفتن پروژههای اعلامشده، عرضه مس در سال ۲۰۳۵ میتواند حدود ۲۵ درصد پایینتر از نیاز پیشبینیشده باشد.
BHP نیز برآورد میکند بیش از ۲.۵ میلیون تن ظرفیت معدنی تعهدنشده باید تا سال ۲۰۳۰ وارد چرخه شود تا بازار بتواند متعادل باقی بماند. این شرکت انتظار دارد تقاضای جهانی مس تا سال ۲۰۵۰ از ۵۰ میلیون تن در سال عبور کند.
اینجا تفاوت بنیادین طرف عرضه و تقاضا دیده میشود: یک مرکز داده ممکن است ظرف دو یا سه سال ساخته شود، اما توسعه شبکه انتقال یا معدن مس جدید میتواند به مراتب بیشتر زمان ببرد.
اعداد کلیدی بازار مس
| شاخص | مقدار | پیام برای بازار |
|---|---|---|
| رکورد قرارداد سهماهه LME | ۱۴٬۷۷۹ دلار/تن | قیمت در محدوده تاریخی |
| تقاضای جهانی مس ۲۰۲۵ | حدود ۲۸ میلیون تن | نقطه شروع برآورد S&P |
| تقاضای جهانی مس ۲۰۴۰ | حدود ۴۲ میلیون تن | حدود ۵۰٪ رشد |
| مصرف مس مراکز داده ۲۰۲۵ | ۱.۱ میلیون تن | بازار فعلی |
| مصرف مس مراکز داده ۲۰۴۰ | ۲.۵ میلیون تن | بیش از دو برابر |
| برق مصرفی مراکز داده ۲۰۲۴ | ۴۶۰ TWh | مبنای IEA |
| برق مراکز داده در ۲۰۳۰ | حدود ۹۴۵ TWh | بیش از دو برابر |
| سرمایهگذاری سالانه شبکه | حدود ۴۰۰ میلیارد دلار | سطح فعلی |
| افزایش مورد نیاز تا ۲۰۳۰ | حدود ۵۰٪ | رسیدن به حوالی ۶۰۰ میلیارد دلار |
| شکاف بالقوه عرضه مس ۲۰۳۵ | حدود ۲۵٪ | ریسک بلندمدت |
منابع جدول: IEA، S&P Global و دادههای بازار LME.
آیا قیمت مس فقط به دلیل عوامل بنیادی بالا رفته است؟
خیر. یکی از اشتباهات در تحلیل جهش اخیر مس این است که تمام افزایش قیمت به رشد واقعی مصرف نسبت داده شود. بازار در ماههای اخیر شاهد ورود معاملهگران مومنتومی، تغییر موقعیتهای مالی و پوشش موقعیتهای فروش نیز بوده است.
در ژانویه ۲۰۲۶ نیز قیمت مس طی یک جلسه معاملاتی تا ۱۱ درصد جهش کرد و سپس بخش قابلتوجهی از افزایش را پس داد؛ حرکتی که Reuters بخش مهمی از آن را به معاملات سفتهبازانه نسبت داد. در ماه آگوست نیز بازار LME با یک فشار شدید عرضه کوتاهمدت روبهرو شد؛ پرمیوم مس نقدی نسبت به قرارداد سهماهه به ۵۴۵ دلار در هر تن رسید و موجودی قابل تحویل بهشدت محدود شد.
بنابراین روند بلندمدت مس میتواند بنیادی باشد، اما سرعت افزایش قیمت در کوتاهمدت الزاماً بازتاب رشد واقعی مصرف صنعتی نیست.
سه عاملی که میتواند مس را از رکورد پایین بکشد
روند صعودی بدون ریسک نیست.
اول، اگر آمریکا درباره تعرفه مس تصفیهشده تصمیمی بگیرد که انگیزه انتقال فلز به انبارهای این کشور را کاهش دهد، بخشی از عدم تعادل جغرافیایی موجود میتواند سریعاً اصلاح شود. تحلیلگران نیز هشدار دادهاند که بخش مهمی از رالی اخیر ماهیت سیاستمحور دارد.
دوم، قیمت بسیار بالا خود باعث کاهش تقاضا، افزایش بازیافت و جستوجوی جایگزینها میشود.
سوم، رکود اقتصادی جهانی، کاهش ساختوساز یا افت تولید صنعتی میتواند بخش سنتی تقاضای مس را تضعیف کند. در چنین شرایطی ممکن است رشد AI و شبکه برق نتواند به تنهایی افت سایر مصرفکنندگان را جبران کند.
به همین دلیل صنعتگرد افزایش فعلی را به معنای «صعود بدون توقف مس» ارزیابی نمیکند؛ بلکه بازار وارد دورهای شده که احتمالاً قیمتهای بالا همراه با نوسانات شدیدتر یکی از ویژگیهای آن خواهد بود.
رکورد جهانی مس چه فرصتی برای ایران ایجاد میکند؟
زاویه ایران شاید مهمترین بخش این داستان برای صنعت کشور باشد. وجیهالله جعفری، معاون معادن و فرآوری مواد وزارت صمت، اخیراً اعلام کرده ایران حدود ۶۷ میلیون تن ذخایر مس دارد و از این نظر در رتبه ششم جهان قرار گرفته است. او همزمان تأکید کرده که جایگاه ایران در بخشهای پاییندستی زنجیره مس متناسب با ذخایر کشور نیست. از طرف دیگر، ایمیدرو تولید ۷۰۰ هزار تن کاتد مس تا پایان برنامه هفتم، توسعه اکتشاف، افزایش استخراج، توسعه صادرات و گسترش صنایع پاییندستی را در فهرست اولویتهای راهبردی شرکت ملی صنایع مس ایران قرار داده است. در مجتمع مس سونگون نیز پروژه کاتد ۲۰۰ هزار تنی و توسعه ظرفیت تغلیظ در دست اجراست.
اما پیام بازار جهانی برای ایران این نیست که صرفاً کاتد بیشتری تولید و صادر کند.اگر رشد اصلی مصرف جهانی از شبکه برق، خودرو برقی، تجهیزات الکتریکی، مراکز داده و زیرساخت انرژی میآید، ارزش راهبردی توسعه زنجیره پاییندستی مس نیز افزایش پیدا میکند.
محصولاتی مانند مفتول، سیم و کابل، تجهیزات انتقال برق، قطعات الکتریکی و محصولات مسی با ارزش افزوده بالاتر میتوانند بخش دیگری از فرصت آینده بازار باشند.
تحلیل صنعتگرد؛ فرصت ایران کجاست؟
رکورد قیمت جهانی مس برای ایران دو پیام کاملاً متفاوت دارد. برای شرکتهای معدنی و تولیدکنندگان کاتد، قیمتهای بالاتر میتواند درآمد، جذابیت سرمایهگذاری و توجیه اقتصادی توسعه پروژهها را تقویت کند.
اما برای مصرفکنندگان داخلی مس ــ از تولیدکنندگان سیم و کابل تا تجهیزات برقی، لوازم خانگی، قطعهسازی و صنایع ساختمانی ــ افزایش قیمت جهانی به معنای افزایش هزینه مواد اولیه است؛ بهخصوص اگر همزمان نرخ ارز نیز افزایش پیدا کند.
بنابراین برنده واقعی موج جهانی مس الزاماً کشوری نیست که فقط ذخیره معدنی بیشتری دارد؛ کشوری است که بتواند معدن، فرآوری و صنایع پاییندستی را همزمان توسعه دهد.
برای ایران با ذخایر قابلتوجه مس، مسئله اصلی سالهای آینده تنها «چقدر مس استخراج میکنیم؟» نیست. سؤال مهمتر این است:
چه سهمی از ارزش افزوده موج جهانی برقیسازی و هوش مصنوعی میتواند داخل زنجیره صنعتی ایران باقی بماند؟
جمعبندی؛ چرا این رکورد با رکوردهای قبلی فرق دارد؟
رکورد ۱۴ هزار دلاری مس را نمیتوان صرفاً نتیجه کمبود معدن یا هیجان هوش مصنوعی دانست. در کوتاهمدت، تعرفههای احتمالی آمریکا، جابهجایی موجودی، معاملات مالی و افت تولید برخی معادن به بازار فشار وارد کردهاند.
اما در بلندمدت اتفاق بزرگتری در حال وقوع است: جهان برای خودرو، صنعت، ساختمان، انرژیهای تجدیدپذیر و حالا مراکز داده به برق بیشتری احتیاج دارد و تولید این برق بدون توسعه گسترده شبکه ممکن نیست. مس در مرکز این شبکه قرار گرفته است.
دادههای S&P نشان میدهد تقاضا میتواند از ۲۸ میلیون تن در ۲۰۲۵ به ۴۲ میلیون تن در ۲۰۴۰ برسد، در حالی که IEA نسبت به شکاف قابل توجه عرضه در دهه آینده هشدار میدهد.
بنابراین برای مدیر کارخانه یا سرمایهگذار، پیام رکورد اخیر روشنتر از خود عدد قیمت است:
مس در حال عبور از یک فلز صرفاً وابسته به چرخه ساختمان و صنعت به یکی از مواد اولیه راهبردی اقتصاد برقمحور و دیجیتال جهان است.
و برای ایران، کشوری با ذخایر قابلتوجه مس، این تغییر میتواند یک پنجره سرمایهگذاری باشد؛ مشروط بر اینکه توسعه معدن با فرآوری، زیرساخت انرژی و صنایع پاییندستی همراه شود.
منابع اصلی گزارش: بورس فلزات لندن و Reuters ، International Copper Study Group ، International Energy Agency ، S&P Global AI، BHP.
