از نخستین واحدهای شهرک تا بازارهای صادراتی؛ روایت سه دهه تولید در شهریار
محمد صفا، از سهامداران و مدیران شرکت شهریار کام، در گفتوگوی اختصاصی با صنعتگرد از مسیری میگوید که از سال ۱۳۷۴ و با چند خط محدود تولید آغاز شد و امروز به تولید بیش از ۳۵ نوع محصول در چهار خط اصلی کیک، کلوچه، ویفر و بیسکویت رسیده است. مسیری که در کنار توسعه بازار داخلی و صادرات، با چالشهایی مانند تأمین مواد اولیه، نوسان قیمتها و ضرورت حفظ پیوستگی خطوط تولید همراه بوده است.
زمانی که شهریار کام فعالیت خود را آغاز کرد، شرایط منطقه صنعتی شهرک صنعتی توس با امروز قابل مقایسه نبود. نه از خیابانهای کامل خبری بود و نه بسیاری از زیرساختهایی که اکنون حضور آنها در یک شهرک صنعتی بدیهی به نظر میرسد. محمد صفا میگوید مجموعه آنها یکی از نخستین واحدهایی بود که در این محدوده مستقر شد و بخش قابل توجهی از توسعه زیرساختها در سالهای بعد اتفاق افتاد.
حالا نزدیک به سه دهه بعد، آن واحد تولیدی اولیه به مجموعهای با چهار خط اصلی تولید و دهها محصول تبدیل شده است؛ مجموعهای که علاوه بر بازار داخلی، بخشی از تولیدات خود را به چند کشور منطقه صادر میکند.
آغاز فعالیت شهریار کام از سال ۱۳۷۴
محمد صفا درباره شروع فعالیت مجموعه میگوید:
«ما از سال ۱۳۷۴ فعالیت خودمان را در حوزه صنایع غذایی آغاز کردیم. زمینه اصلی فعالیت ما تولید کیک، کلوچه، ویفر و بیسکویت است و امروز بیش از ۳۵ نوع محصول داریم.»
شروع کار اما با ظرفیت و تجهیزات امروز فاصله زیادی داشت. صفا از روزهایی یاد میکند که مجموعه با تعداد محدودی دستگاه و نیروی انسانی فعالیت میکرد.
به گفته او، در سالهای نخست «یک خط ویفر و دو فر کیک» بخش مهمی از تجهیزات مجموعه را تشکیل میداد و تعداد کارکنان نیز حدود ۲۰ تا ۳۰ نفر بود. توسعه کارخانه بهصورت مرحلهای اتفاق افتاد و تجهیزات جدید طی سالهای فعالیت مجموعه به خطوط تولید اضافه شدند.
این روند تدریجی، تصویری از یکی از واقعیتهای مهم تولید صنعتی را نشان میدهد؛ توسعه یک کارخانه همیشه با یک سرمایهگذاری بزرگ و یکباره اتفاق نمیافتد و گاهی حاصل سالها بازسرمایهگذاری در تجهیزات، بازار و نیروی انسانی است.
وقتی شهریار کام یکی از پنج واحد نخست شهرک بود
یکی از بخشهای قابل توجه روایت صفا به سالهای ابتدایی حضور شهریار در شهرک صنعتی بازمیگردد.
او میگوید: «وقتی ما وارد شهرک شدیم، فکر میکنم جزو پنج شرکت اول بودیم. خیابانها خاکی بود و زیرساختهایی مثل آتشنشانی و بانک وجود نداشت. خیلی از این امکانات بعد از استقرار ما بهتدریج ایجاد شد.»
برای مجموعهای که امروز در محیطی صنعتی فعالیت میکند، شاید تصور شروع فعالیت در چنین شرایطی ساده نباشد. استقرار واحدهای اولیه در شهرکهای صنعتی معمولاً فقط به معنای ساخت کارخانه نیست؛ تولیدکننده باید همزمان با ضعف زیرساختها، بازارسازی، جذب نیروی انسانی و تأمین مواد اولیه نیز دستوپنجه نرم کند.
شهریار نیز در چنین فضایی مسیر خود را آغاز کرد و به گفته صفا، تجهیزات و ظرفیت فعلی کارخانه نتیجه توسعه تدریجی در طول سالهای فعالیت است.
چهار خط اصلی و بیش از ۳۵ نوع محصول
در حال حاضر تولیدات شهریار بر چهار خط اصلی متمرکز است:
ویفر، کیک، کلوچه و بیسکویت.
هر یک از این گروهها در اندازه، وزن و بستهبندیهای متفاوت تولید میشوند و در مجموع بیش از ۳۵ نوع محصول را تشکیل میدهند.
ظرفیت خطوط نیز یکسان نیست. صفا توضیح میدهد که برای مثال خط بیسکویت به دلیل ماهیت پیوسته تولید، توان تولید بیشتری دارد.
«بیسکویت یک خط پیوسته است. وقتی صبح خط شروع به کار میکند، نوار تولید تا پایان فعالیت خط بهصورت مداوم کار میکند. بعضی خطوط مثل کیک اتوماسیون کمتری دارند و نیروی انسانی در آنها نقش بیشتری دارد؛ بنابراین میزان تولیدشان با خط بیسکویت متفاوت است.»
همین تفاوت نشان میدهد که در صنایع غذایی نمیتوان ظرفیت تولید را تنها با تعداد خطوط سنجید. سطح اتوماسیون، نوع محصول، زمان پخت و بستهبندی و میزان دخالت نیروی انسانی، همگی در خروجی نهایی یک خط اثرگذارند.
بازار کیک و کلوچه چرا فصلی است؟
فعالیت یک کارخانه صنایع غذایی در تمام ماههای سال الزاماً الگوی فروش یکسانی ندارد. صفا از بازار محصولات شهریار بهعنوان بازاری تا حدی فصلی یاد میکند.
به گفته او، ششماهه دوم سال به دلیل بازگشایی مدارس و شرایط بازار، دوره پرتقاضاتری برای بخشی از محصولات محسوب میشود.
او میگوید: «شش ماه اول سال که مدارس تعطیل هستند و هوا گرمتر است، شرایط فروش متفاوت است. بخش اصلی فعالیت و تولید ما بیشتر در شش ماه دوم سال شکل میگیرد.»
گرمای هوا برای برخی محصولات محدودیتهای دیگری نیز ایجاد میکند. برای مثال نگهداری و توزیع بعضی انواع ویفر شکلاتی در فصل گرم به تجهیزات سردکننده و شرایط مناسبتری نیاز دارد.
این موضوع نشان میدهد برنامهریزی تولید در صنایع غذایی تنها تابع ظرفیت کارخانه نیست و عواملی مانند فصل، شبکه توزیع، دمای محیط و الگوی مصرف نیز مستقیماً بر برنامه خطوط تولید اثر میگذارند.
از بازار داخلی تا صادرات به کشورهای منطقه
شهریار در کنار شبکه فروش داخلی، تجربه حضور در بازارهای صادراتی را نیز دارد.
صفا از افغانستان، عراق، سوریه و پاکستان بهعنوان بخشی از مقاصد صادراتی محصولات مجموعه نام میبرد و میگوید در دوره اخیر صادرات به دبی نیز انجام شده است.
در بازار داخلی نیز نمایندگان فروش شهریار در استانهای مختلف فعالیت میکنند.
او به حضور محصولات مجموعه از شهرهای جنوبی مانند اهواز، بندرعباس و کرمان تا استانهای شمالی مانند گیلان و مازندران و همچنین تبریز اشاره میکند.
گسترش شبکه توزیع برای یک کارخانه صنایع غذایی اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا برخلاف بسیاری از محصولات صنعتی، زمان ماندگاری، هزینه حمل، شرایط نگهداری و سرعت رساندن محصول به بازار میتواند مستقیماً بر فروش و کیفیت نهایی اثر بگذارد.
اشتغال زنان و همکاری با نیروهای توانیاب
بخش دیگری از فعالیت شهریار به ساختار نیروی انسانی مجموعه مربوط میشود.
به گفته صفا، حدود ۱۲۰ نفر در مجموعه فعالیت دارند و بخشی از کارکنان را زنان، از جمله زنان سرپرست خانوار، تشکیل میدهند.
شهریار همچنین در بخشی از جذب نیروی انسانی با بهزیستی همکاری داشته است.
صفا میگوید تعدادی از نیروهای توانیاب دارای معلولیتهایی مانند محدودیت گفتاری یا شنوایی و در برخی موارد محدودیت حرکتی هستند و متناسب با توانایی آنها بخشی از فعالیتهای کارخانه به این کارکنان اختصاص یافته است.
او در برآورد گستردهتر اشتغال ایجادشده پیرامون مجموعه نیز میگوید با در نظر گرفتن شبکه فروش، حدود ۲۰۰ نفر به شکل مستقیم و نزدیک به ۵۰۰ نفر بهصورت غیرمستقیم از فعالیت مجموعه منتفع میشوند.
قیمت یک فر بیسکویت به حدود ۳۰ میلیارد تومان رسیده است
یکی از نشانههای تغییر هزینه سرمایهگذاری صنعتی را میتوان در قیمت تجهیزات مشاهده کرد.
صفا میگوید اگر مجموعه بخواهد امروز یکی از فرهای مورد استفاده در خط بیسکویت را بهصورت نو تهیه کند، قیمت آن حدود ۳۰ میلیارد تومان خواهد بود.
بخش قابل توجهی از ماشینآلات موجود در شهریار در سالهای قبل خریداری شده و کارخانه به مرور تجهیزات بیشتری به خطوط خود اضافه کرده است.
همین موضوع اهمیت حفظ و نگهداری تجهیزات موجود را نیز افزایش میدهد؛ چراکه جایگزینی ماشینآلات با قیمتهای امروز به سرمایه قابل توجهی نیاز دارد.
بزرگترین چالش تولید؛ ماده اولیه که میتواند کل خط را متوقف کند
با وجود توسعه خطوط و بازار، مهمترین بخش صحبتهای محمد صفا به چالش تأمین مواد اولیه بازمیگردد.
او تولید در ایران را فعالیتی دشوار توصیف میکند که طی سالهای اخیر تحت تأثیر تحریم، نوسان بازار و مشکلات تأمین قرار گرفته است.
کارخانه برای تولید محصولات مختلف به حدود ۲۵ تا ۳۰ نوع ماده اولیه نیاز دارد. بخشی از آنها مانند آرد، شکر و روغن در داخل تأمین میشوند اما گروهی از افزودنیها و مواد تخصصی وابستگی بیشتری به واردات دارند.
صفا از موادی مانند پودر وانیل، پودر کاکائو، پروپیلن گلیکول و سوربیتول بهعنوان نمونههایی از مواد مورد استفاده نام میبرد.
مشکل اصلی این است که نبود حتی یک ماده میتواند تولید محصول را متوقف کند.
او میگوید: «کار تولید اینطور است که اگر یک ماده اولیه را نداشته باشیم، ممکن است خط تولید به خاطر همان یک ماده بخوابد.»
به همین دلیل کارخانه ناچار است بخشی از مواد مورد نیاز خود را زودتر خریداری و در انبار نگهداری کند تا در صورت بروز مشکل در بازار، تولید متوقف نشود.
آرد، شکر و روغن؛ مواد سادهای که به چالش کارخانه تبدیل میشوند
چالش شهریار تنها به مواد وارداتی محدود نیست.
صفا تأکید میکند که تأمین برخی مواد پایه مانند آرد، شکر و روغن نیز در دورههایی برای کارخانه دشوار میشود؛ بهخصوص زمانی که بازار با کمبود یا جهش قیمت مواجه است.
برای آرد سازوکاری برای خرید سهمیه وجود دارد، اما به گفته او در مورد محصولاتی مانند شکر و روغن، تولیدکنندگان صنایع غذایی به سازوکاری پایدارتر نیاز دارند.
درخواست او از مسئولان نیز مشخص است: ایجاد راهکاری که کارخانهها در دورههای کمبود بازار بتوانند مواد اولیه پایه را بهصورت پیوسته تأمین کنند.
او میگوید: «اگر مسئولان صدای ما را میشنوند، راهکاری پیش پای تولیدکننده بگذارند که بتوانیم مواد اولیه را راحتتر تأمین کنیم. وقتی شکر یا روغن در بازار کم میشود، پیدا کردن آن برای ما خیلی سخت است.»
توقف خط تولید، فقط توقف دستگاه نیست
نگرانی یک تولیدکننده از کمبود مواد اولیه صرفاً به کاهش میزان تولید محدود نمیشود.
پشت هر خط تولید، نیروی انسانی، شبکه فروش و خانوادههایی قرار دارند که درآمد آنها به ادامه فعالیت کارخانه وابسته است.
صفا در پایان گفتوگو به همین مسئله اشاره میکند و میگوید اگر مواد اولیه تأمین نشود، کارخانه گاهی ناچار است کارکنان را به مرخصی بفرستد یا فعالیت بخشی از خطوط را متوقف کند.
«در مجموع با شبکه فروش شاید حدود ۲۰۰ نفر مستقیم و ۵۰۰ نفر غیرمستقیم از این مجموعه ارتزاق میکنند. وقتی مواد اولیه نباشد، ناچار میشویم خط را تعطیل کنیم یا نیروها را به مرخصی بفرستیم. خواسته ما این است که شرایطی فراهم شود تا بتوانیم مواد اولیه را پیوسته تأمین کنیم و تولید نخوابد.»
سه دهه تولید شهریار کام با یک دغدغه ثابت
روایت شهریار، فقط داستان افزایش تعداد دستگاهها یا رسیدن از چند محصول به بیش از ۳۵ محصول نیست. پشت این مسیر، نزدیک به سه دهه حضور در تولید، توسعه تدریجی کارخانه، ساخت شبکه فروش، ورود به بازار صادراتی و حفظ نیروی انسانی قرار دارد.
مجموعهای که در سال ۱۳۷۴ در شرایطی فعالیت خود را آغاز کرد که هنوز بسیاری از زیرساختهای شهرک شکل نگرفته بود، امروز با چهار خط اصلی تولید در بازار صنایع غذایی حضور دارد.
اما مسئلهای که از صحبتهای محمد صفا بیش از همه برجسته میشود، ضرورت پیوستگی تولید است؛ مفهومی که در ظاهر ساده به نظر میرسد اما در عمل به دهها حلقه وابسته است: از دسترسی به شکر و روغن تا تأمین یک افزودنی وارداتی، از نگهداری تجهیزات تا شبکه توزیع و از نقدینگی مورد نیاز برای دپوی مواد اولیه تا حفظ نیروی انسانی.
برای کارخانهای که صدها نفر بهصورت مستقیم و غیرمستقیم با فعالیت آن ارتباط دارند، نبود یک ماده اولیه فقط خالیشدن یک قفسه در انبار نیست؛ گاهی همان قطعه گمشدهای است که میتواند یک خط کامل تولید را متوقف کند.
