محسن خلیلی عراقی، از بنیانگذاران گروه صنعتی بوتان و از چهرههای باسابقه صنعت و تشکلگرایی بخش خصوصی ایران، روز ۱۷ مهر ۱۴۰۵ در ۹۷ سالگی درگذشت؛ صنعتگری که زندگی حرفهای او از شکلگیری بازار گاز مایع تا پیگیری مسائل بخش خصوصی و پژوهش درباره توسعه صنعتی ایران امتداد داشت.
خلیلی عراقی بیش از چند دهه در بخش خصوصی ایران فعالیت کرد و نام او بیش از همه با توسعه بوتان، صنعت گاز مایع و حضور در تشکلهای صنعتی گره خورده است. او در سالهای پایانی فعالیت خود نیز نگاهش را تنها به اداره یک بنگاه محدود نکرد و بخشی از توان و منابع خود را به مطالعه مسائل و موانع توسعه صنعتی اختصاص داد.
شاید یکی از روشنترین توصیفها از نگاه او به زندگی و صنعت را بتوان در نوشته خودش یافت؛ جایی که «کار» را نه صرفاً یک فعالیت اقتصادی، بلکه بخشی از معنای زندگی میدانست و از «ساختن» و «خلق کردن» بهعنوان جوهر فعالیت انسانی یاد میکرد.
نقش محسن خلیلی عراقی در صنعت ایران
فعالیت صنعتی خلیلی عراقی به دهه ۱۳۳۰ بازمیگردد؛ دورهای که استفاده گسترده از گاز مایع در زندگی خانوارهای ایرانی هنوز شکل نگرفته بود. در آن زمان، وجود گاز بهتنهایی برای ایجاد بازار کافی نبود و استفاده از این سوخت به ایجاد زنجیرهای از ذخیرهسازی، حمل، توزیع و تجهیزات مصرف نیاز داشت.
همین شرایط باعث شد فعالیت بنگاههایی مانند بوتان تنها به تولید یک محصول محدود نماند. برای توسعه بازار، باید همزمان تجهیزات مورد نیاز ساخته میشد، شبکه توزیع شکل میگرفت و مصرفکننده نیز با محصول تازه آشنا میشد.
این تجربه بعدها به یکی از نمونههای شناختهشده شکلگیری یک بازار صنعتی در ایران تبدیل شد؛ بازاری که توسعه آن فقط محصول سرمایهگذاری یک شرکت نبود، اما حضور بنگاههای خصوصی در ساخت حلقههای مختلف زنجیره آن نقش مهمی داشت.
از تولید تا ساخت بازار
یکی از نکات قابل توجه در کارنامه خلیلی عراقی این بود که فعالیت صنعتی او در دورهای آغاز شد که تولیدکننده نمیتوانست صرفاً منتظر شکلگیری تقاضا بماند.
تجهیزات، شبکه توزیع و اعتماد مصرفکننده باید همزمان ایجاد میشدند. این همان مسئلهای است که هنوز هم بسیاری از صنایع نوظهور با آن روبهرو هستند؛ داشتن محصول یا فناوری، لزوماً به معنای داشتن بازار نیست.
تجربه بوتان نشان داد توسعه صنعتی زمانی پایدارتر میشود که محصول، زیرساخت، شبکه فروش و خدمات مورد نیاز آن در کنار یکدیگر رشد کنند.
۲۶ سال درگیر پرونده مالکیت
مسیر فعالیت بخش خصوصی برای خلیلی عراقی نیز بدون بحران نبود. پس از انقلاب ۱۳۵۷، تغییرات گسترده در ساختار مالکیت بنگاهها و رابطه دولت با بخش خصوصی، بسیاری از صنعتگران را با پروندههای حقوقی طولانی روبهرو کرد.
بر اساس روایت منتشرشده از خلیلی عراقی، پرونده مربوط به داراییهای او ۲۶ سال ادامه داشت و او از ۲۵۴ بار حضور در دادگاه سخن گفته بود. این پرونده در سال ۱۳۸۲ مختومه شد.
این بخش از زندگی او تنها یک تجربه شخصی نبود. طولانی شدن اختلافهای مالکیتی میتواند تصمیم سرمایهگذاری را نیز تحت تأثیر قرار دهد؛ زیرا صنعتگر علاوه بر هزینه ماشینآلات، مواد اولیه و نیروی انسانی، باید بتواند درباره امنیت سرمایهگذاری بلندمدت خود نیز برآوردی قابل اتکا داشته باشد.
حفظ تولید در سالهای جنگ
جنگ ایران و عراق بخش دیگری از دوران دشوار فعالیت صنعتی خلیلی عراقی بود. در چنین شرایطی، آسیب به تأسیسات، محدودیتهای حملونقل و دشواری تأمین مواد اولیه و انرژی، استمرار فعالیت واحدهای تولیدی را پیچیدهتر کرده بود.
در کارنامه خلیلی عراقی، تلاش برای حفظ تأمین و توزیع گاز مایع و ایجاد ظرفیتهای ذخیرهسازی در دوران جنگ بخشی از مواجهه با همین شرایط بود.
اهمیت این تجربه فراتر از یک شرکت بود؛ زیرا زیرساخت تأمین سوخت در زمان بحران با زندگی روزمره مردم و فعالیت سایر بخشهای اقتصاد نیز ارتباط مستقیم پیدا میکرد.
نقش خلیلی عراقی در تشکلهای صنعتی
فعالیت محسن خلیلی عراقی به کارخانه محدود نماند. او در شکلگیری انجمن مدیران صنایع در سال ۱۳۵۹ مشارکت داشت؛ دورهای که فضای فعالیت بخش خصوصی با ابهامات زیادی روبهرو بود.
نگاه او به تشکلگرایی بر این اساس بود که بسیاری از مشکلات صنایع را نمیتوان در داخل یک کارخانه حل کرد. مسائل مالیاتی، تأمین مواد اولیه، قیمتگذاری، مقررات و سیاستهای اقتصادی میان تعداد زیادی از تولیدکنندگان مشترکاند و پیگیری آنها نیازمند صدایی جمعی است.
تشکلهای صنعتی در چنین فضایی میتوانند تجربه واحدهای تولیدی را به سیاستگذار منتقل کنند و اثر تصمیمات اقتصادی بر کارخانهها را پیش از اجرا یا در زمان اصلاح سیاستها نشان دهند.
از تجربه کارخانه تا پژوهش درباره توسعه صنعتی
یکی دیگر از بخشهای کمتر دیدهشده کارنامه محسن خلیلی عراقی، توجه او به پژوهش درباره صنعت بود.
«بنیاد توسعه صنعتی محسن خلیلی عراقی» با هدف پیوند تجربه عملی تولید با مطالعه منظم مسائل صنعتی شکل گرفت. پرسشهایی مانند دلایل توقف سرمایهگذاری، اثر مقررات بر هزینه تولید، موانع رشد بهرهوری و سیاستهای مؤثر بر توسعه صنعت از جمله موضوعاتی هستند که چنین رویکردی به دنبال پاسخ دادن به آنهاست.
این نگاه یک نکته مهم را برجسته میکند: تجربه چند دهه کارخانهداری برای شناخت همه مسائل اقتصاد صنعتی کافی نیست. تجربه بنگاه میتواند مسئله را آشکار کند، اما سنجش ابعاد آن به داده و پژوهش نیاز دارد.
«کار کردن برایتان ارزش باشد»
در یکی از نوشتههای شخصی خلیلی عراقی که در سال ۱۳۹۹ منتشر شده بود، او زندگی خود را با مفهوم «کار» تعریف کرده بود.
در همان نوشته، خاطره ساخت محصولات فلزی در کارگاهی کوچک در خانه پدری از ۱۲ سالگی را بازگو کرده و کار کردن را یکی از پایههای سلامت و سعادت جوامع دانسته بود.
این نگاه شاید بیش از هر عنوان رسمی، مسیر حرفهای او را توضیح دهد؛ از فعالیت در کارخانه و توسعه بازار گرفته تا حضور در تشکلهای صنعتی و حمایت از پژوهش.
میراثی فراتر از یک برند
درگذشت محسن خلیلی عراقی فقط پایان زندگی یکی از بنیانگذاران یک برند شناختهشده ایرانی نیست. کارنامه او بخشی از تجربه تاریخی بخش خصوصی در ایران را نیز روایت میکند؛ تجربهای که هم ساخت بازار را در خود دارد، هم بحران مالکیت، هم حفظ تولید در دوره جنگ و هم تلاش برای ایجاد نهادهای بخش خصوصی.
از میان این تجربهها، سه نکته برای صنعت امروز قابل توجه است.
نخست اینکه داشتن منابع یا محصول بهتنهایی صنعت نمیسازد. همانطور که وجود گاز بدون شبکه حمل، تجهیزات و بازار مصرف کافی نبود، امروز نیز فناوری یا مواد اولیه بدون زنجیره ارزش و بازار پایدار نمیتواند به توسعه صنعتی منجر شود.
دوم، اهمیت امنیت و قابلیت پیشبینی سرمایهگذاری است. یک سرمایهگذاری صنعتی ممکن است دههها عمر داشته باشد؛ بنابراین تصمیم سرمایهگذار بیش از هر چیز به ثبات نسبی مقررات و اطمینان از حقوق مالکیت وابسته است.
و سوم، نقش تشکلها و پژوهش است. بخشی از مسائل تولید در سطح یک کارخانه قابل حل نیست و نیاز به سیاستگذاری، داده و گفتوگوی سازمانیافته میان بخش خصوصی و دولت دارد.
از این منظر، میراث محسن خلیلی عراقی را میتوان در سه واژه خلاصه کرد: تولید، نهادسازی و توسعه صنعتی.
