در گفتوگوی اختصاصی صنعتگرد با محسن زارع، مدیر مجموعه پیرادل، از او درباره ورودش از فضای ادبیات و رسانه به تولید، شکلگیری هویت پیرادل، بازارهای صادراتی، تجربه مدیریت نیروی انسانی، چالش واحدهای غیرمجاز و مهمترین درسهایی که طی حدود ۲۵ سال فعالیت در تولید آموخته است، پرسیدیم.
مسیر محسن زارع به تولید از کارخانه آغاز نشد. او دانشآموخته زبان و ادبیات فارسی است؛ سالهایی را در تدریس گذرانده و حدود هفت تا هشت سال نیز بهعنوان خبرنگار و نویسنده در روزنامه خراسان فعالیت کرده است. اما در ادامه، حرفه خانوادگی تولید نبات او را به مسیری برد که حالا حدود ۲۵ سال از حضور مستقیمش در آن میگذرد.
زارع در مجموعه پیرادل تلاش کرده تجربه ادبی، هنری و رسانهای خود را با یک صنعت سنتی پیوند بزند؛ از انتخاب نام برند و استفاده از نقوش سنتی در بستهبندی تا تلاش برای ارائه نبات مشهد در بازارهای خارج از ایران. پیرادل امروز در کنار انواع نبات زعفرانی، گیاهی و میوهای، در زمینه تولید انواع شربت نیز فعالیت دارد.
اما بخش قابلتوجه روایت زارع فقط درباره توسعه محصول یا بازار نیست. او تولید را یک «مسئولیت اجتماعی» میداند و مهمترین دستاورد سالهای فعالیتش را تنها در فروش و توسعه برند خلاصه نمیکند؛ بلکه از افرادی میگوید که در مجموعه او تجربه کسب کردند و بعدها خودشان به تولیدکننده و کارآفرین تبدیل شدند.
چطور از ادبیات و خبرنگاری به تولید نبات رسیدید؟
تولید نبات شغل آبا و اجدادی ماست. من به واسطه تحصیلات و سوابق کاریام مسیر متفاوتی را طی کرده بودم، اما وقتی وارد این حرفه شدم، تلاش کردم تجربیات قبلی خودم را هم وارد کار کنم. سالهایی که در هنر و رسانه فعالیت داشتم برای من تجربه مهمی بود. حدود هفت، هشت سال خبرنگار و نویسنده روزنامه خراسان بودم و قبل از آن هم سابقه تدریس داشتم. علاقه اصلی من نویسندگی، ادبیات و ارتباط با فضای فرهنگی بود.
وقتی وارد تولید شدم، این تجربهها را کنار نگذاشتم. سعی کردم هنر و نگاه فرهنگی را با تولید ترکیب کنم. دوست داشتم سوغات مشهد جایگاه واقعی خودش را پیدا کند و محصولی ارائه کنیم که درخور این شهر باشد.
به همین دلیل از نقوش سنتی و اسلامی مرتبط با مشهد در طراحی محصولات استفاده کردیم. برای من موضوع فقط تولید نبات نبود؛ میخواستم محصولی داشته باشیم که وقتی از مشهد به شهر یا کشور دیگری میرود، بخشی از هویت این شهر را هم با خودش ببرد.
پیرادل امروز چه محصولاتی تولید میکند؟
تمرکز اصلی ما روی انواع نبات است؛ نباتهای زعفرانی، گیاهی و میوهای تولید میکنیم و در کنار آن انواع شربت هم داریم که برای تولید آنها مجوزهای رسمی مربوطه را دریافت کردهایم.
یکی از بخشهایی که در این سالها خیلی روی آن تمرکز کردیم، بستهبندی بوده است. در گذشته نبات بیشتر بهصورت فله یا در پاکتهای کیلویی عرضه میشد، اما ما به این دلیل که مشهد مسافران زیادی دارد، سعی کردیم نگاه متفاوتی به بستهبندی داشته باشیم.
محصولات را در بستههای مختلف و با طرحهای متفاوت عرضه کردیم. این کار هم برای محصول ارزش افزوده بیشتری ایجاد میکند و هم اشتغال بیشتری به همراه دارد.

چرا نام «پیرادل» را برای برند انتخاب کردید؟
پیرادل یک کلمه فارسی است و ما آن را به معنای «پیراینده دل» در نظر گرفتیم. برای من که سالها با زبان و ادبیات فارسی سروکار داشتم، انتخاب نام برند هم اهمیت داشت.
از طرف دیگر، نبات در فرهنگ و ادبیات فارسی جایگاه خودش را دارد. «شاخه نبات» سالهاست در شعر و ادبیات ما حضور دارد و همین پیوند میان ادبیات و محصول برای من جذاب بود.
بنابراین حتی در انتخاب نام برند هم تلاش کردیم ارتباطمان با زبان و فرهنگ فارسی حفظ شود.
چطور نبات پیرادل به بازارهای خارج از ایران رسید؟
از ابتدا اعتقادم این بود که اگر محصول خوب باشد، خودش باید مبلغ و معرف خودش باشد.
ما تلاش کردیم محصول سالم و باکیفیت عرضه کنیم و در ارتباط با مشتری صداقت داشته باشیم. به لطف خدا توانستیم در بازارهای مختلف خارج از ایران نیز مشتری پیدا کنیم؛ از اروپا و آمریکای شمالی و جنوبی تا کشورهای حوزه خلیج فارس.
اما برای من مهمتر از اینکه محصول به چند کشور رفته، این است که مشتری دوباره سراغ شما بیاید. این یعنی توانستهاید اعتماد ایجاد کنید.
من همیشه سعی کردهام صداقت و یکرنگی را سرمشق کار قرار بدهم؛ جنس سالم، محصول سالم و کاری که خودش بتواند معرف خودش باشد.

مهمترین دستاورد شما بعد از سالها تولید چیست؟
یکی از بزرگترین افتخارات من این است که چندین برند و کارآفرین از دل همین مجموعه بیرون آمدهاند.
افرادی اینجا کار کردند، آموزش دیدند و دوران رشد خودشان را گذراندند و بعد کسبوکار خودشان را راهاندازی کردند. حدود هفت، هشت تا ۱۰ برند موفق در همین حوزه از دل این مجموعه شکل گرفتهاند و امروز بعضی از آنها برای ۴۰ یا ۵۰ نفر اشتغال ایجاد کردهاند.
من کارگران آنها را کارگران خودم میدانم و بازار آنها را بازار خودم. وقتی میبینم کسی که زمانی اینجا فعالیت کرده، امروز خودش صاحب صنعت و کارآفرین شده است، واقعاً به او افتخار میکنم.
برای من تولید فقط ساخت محصول نیست. اینکه بتوانی در کنار محصول، آدمهایی را هم پرورش بدهی که فردا خودشان تولیدکننده شوند، دستاورد بسیار مهمتری است.
بعد از حدود ۲۵ سال فعالیت، رمز موفقیت در تولید چیست؟
اگر بخواهم تجربه این سالها را خلاصه کنم، میگویم با خودت، محصولت و مشتریات صادق باش. اول از همه نباید خودت را فریب بدهی. خیلیها با توجیهات نادرست دچار خودفریبی میشوند و یک کار نسنجیده را برای خودشان سنجیده و درست جلوه میدهند.
باید با وجدان خودت روراست باشی؛ با محصولت و مشتریات هم همینطور.
موضوع دوم این است که فقط منفعت خودت را نبینی. مشتری، کارگر، سهامدار، مصرفکننده و مجموعههایی که با کسبوکار شما در ارتباط هستند، همگی ذینفعان آن مجموعهاند.
اگر با همه آنها روراست باشی و حقشان را بدون کموکاست ادا کنی، به نظر من این یکی از مهمترین رمزهای موفقیت است؛ هم از نظر مالی و هم از نظر معنوی.
چرا تولید را یک مسئولیت اجتماعی میدانید؟
از نظر من شغل تولیدی یک مسئولیت اجتماعی است. اگر این مسئولیت درست انجام شود، حتی میتواند برای آدم ارزش معنوی داشته باشد. بارها با پرسنلم صحبت کردهام و گاهی احساس کردهام شاید حقوقی که میدهم کم باشد. انتظار داشتم بیایند گلایه کنند یا ناراضی باشند، اما بعضی وقتها برعکس اتفاق افتاده است.
افرادی آمدهاند و از من تشکر کردهاند و گفتهاند درآمدی که از اینجا داشتهاند برای زندگیشان خیر و برکت داشته است.
برای من این یکی از بهترین خاطرات دوران تولید است. انتظار داشتم گلایه بشنوم اما تشکر شنیدم. همانجا بیشتر متوجه میشوی که تولید فقط فروش و درآمد نیست؛ زندگی آدمها هم به آن وابسته است.
حمایت از نوجوانان حاشیه شهر مشهد چگونه به قهرمانی کشور رسید؟
سالها قبل با توصیه مسئولان وقت شهر، تعدادی از بچههای محروم و حاشیه شهر را در حوزه ورزش و فوتسال تحت پوشش قرار دادیم. حدود ۱۰ تا ۱۵ سال در این حوزه فعالیت کردیم و توانستیم با همین بچهها در برابر تیمهایی قرار بگیریم که از بودجههای دولتی و سازمانی استفاده میکردند.
در سال ۱۳۹۶ توانستیم در رده امیدها قهرمان کشور شویم و جام قهرمانی را برای خراسان به دست بیاوریم.
بعضی از همان بچهها بعداً وارد تیمهای بزرگسال شدند و حتی تعدادی از آنها تجربه فعالیت در خارج از کشور را پیدا کردند. این برای من یکی از اتفاقات ارزشمند آن سالهاست.
یکی از تلخترین تجربههای شما در تولید چه بوده است؟
یکی از موضوعاتی که همیشه برای من سخت بوده، تفاوت میان شرایط تولیدکننده رسمی و واحدهای غیرمجاز است. سالها قبل در جلسهای با یکی از مدیران نظارتی گفتم شما برای واحدهایی مثل ما الزامات زیادی در نظر میگیرید و سختگیری میکنید؛ ما هم قبول داریم که تولیدکننده رسمی باید ضوابط را رعایت کند. اما انتظار داریم به کارگاههای غیرمجاز و محصولاتی که خارج از این ضوابط وارد بازار میشوند هم توجه شود.
تولیدکننده رسمی برای مجوز، استاندارد و رعایت مقررات هزینه میکند و طبیعی است که انتظار داشته باشد فعالیت واحدهای غیرمجاز هم مورد توجه قرار بگیرد.
این یکی از خاطرات تلخی است که از سالهای فعالیتم در تولید دارم.
اگر بخواهید یک توصیه به کارآفرینان جوان داشته باشید، چه میگویید؟
توصیه من پیچیده نیست: خودت را فریب نده. اگر اشتباه کردی، قبول کن. اگر محصولت ایراد دارد، ایرادش را ببین. با خودت، محصولت، مشتری و کسانی که با تو کار میکنند روراست باش.
برای من یکی از مهمترین درسهای این سالها همین بوده است.
امروز وقتی به گذشته نگاه میکنم، فقط به محصولاتی که تولید کردهایم افتخار نمیکنم؛ به آدمهایی افتخار میکنم که اینجا کار کردند، رشد کردند و امروز خودشان تولیدکننده و کارآفرین شدهاند.
از دولت و دستگاههای اجرایی چه انتظاری دارید؟
تولیدکنندهای که این شغل را انتخاب کرده، عاشق کار و فعالیت است. ما توقع خاصی نداریم. نه میگوییم بانکها از ما حمایت ویژه کنند و نه از ادارهها انتظار امتیاز خاصی داریم.
حرف من خیلی ساده است:
«فقط سنگ جلوی پای تولیدکننده نگذارید.»
تولیدکننده راه خودش را پیدا میکند. کسی که سالها در این مسیر مانده، سختی کار را پذیرفته است. فقط اجازه بدهید کارش را انجام دهد.
من برای بیان همین موضوع گاهی این مصرع را میخوانم:
«از طلا گشتن پشیمان گشتهایم؛ مرحمت فرموده ما را مس کنید.»
