به مناسبت روز صنعت چاپ، چهارشنبه ۱۱ شهریورماه، صنعتگرد به سراغ یکی از مجموعههای بزرگ و باسابقه صنعت چاپ در مشهد رفت؛ مجموعهای که فعالیت خود را با امکانات محدود آغاز کرده و امروز پس از سالها حضور در این صنعت، با مشتریانی از بخشهای مختلف کشور همکاری دارد. مقصد این گزارش، چاپ صبا بود تا از نزدیک با مسیر شکلگیری این مجموعه، چالشهای امروز صنعت چاپ و تجربههای مدیریتی سعید صفرزاده، مدیرعامل چاپ صبا، آشنا شویم.
در این بازدید و گفتوگوی اختصاصی، سعید صفرزاده از مسیری گفت که از یک چاپخانه کوچک با یک ماشین چاپ ملخی آغاز شد و به همکاری با مجموعههای سازمانی، صنعتی و مشتریانی در نقاط مختلف کشور رسید. مسیری که در آن توسعه تجهیزات و بازار تنها بخشی از داستان است و حفظ اعتماد مشتری، نیروی انسانی و اعتبار حرفهای بخش مهمتری از تجربه نزدیک به سه دهه فعالیت او را تشکیل میدهد.
صفرزاده در این گفتوگو علاوه بر روایت سالهای آغاز فعالیت خود، از مشکلات امروز چاپخانهها نیز سخن گفت؛ از فرسودگی ماشینآلات و دشواری تأمین تجهیزات جدید تا افزایش قیمت کاغذ و مقوا، کاهش برخی سفارشها و چالش حفظ نیروی انسانی متخصص. با این حال، شاید متفاوتترین بخش صحبتهای او جایی باشد که از تجربهای ساده اما تأثیرگذار میگوید؛ تجربهای که نشان داد چگونه یک تصمیم درست در کسبوکار میتواند سالها بعد به سرمایهای به نام اعتماد تبدیل شود.
چاپ صبا در چه سالی فعالیت خود را آغاز کرد؟
سعید صفرزاده ورود خود به صنعت چاپ را اینگونه روایت میکند: «بعد از پایان سربازی در سال ۱۳۷۸، فعالیت جدی من در صنعت چاپ شروع شد. ابتدا با یکی از داییهایم شریک شدم و چاپخانه آریا را راهاندازی کردیم. حدود پنج سال آنجا فعالیت کردم و بخش زیادی از تجربه اولیهام را همان سالها به دست آوردم.»
سال ۱۳۸۳ نقطه شروع فعالیت مستقل او بود. چاپخانه صبا در آن زمان مجموعهای کوچک با یک ماشین چاپ ملخی و یک دستگاه برش ماکسیم بود؛ اما همین امکانات محدود، پایه کسبوکاری شد که بهتدریج خدمات و مشتریان خود را توسعه داد.
چاپ صبا اکنون با ۲۸ نیروی مستقیم فعالیت میکند و به گفته صفرزاده، حدود ۶۰ نفر نیز بهصورت غیرمستقیم از زنجیره فعالیت این مجموعه منتفع میشوند. مسیری که از یک چاپخانه کوچک آغاز شده، امروز به همکاری با مشتریان سازمانی و مجموعههایی در نقاط مختلف کشور رسیده است.
علاقه به صنعت چاپ از کجا شکل گرفت؟
ورود مدیرعامل چاپ صبا به این صنعت فقط نتیجه یک تصمیم اقتصادی نبود. ریشه این علاقه به دوران کودکی او و فعالیت خانوادهاش در صنعت چاپ بازمیگردد. پدربزرگ و داییهای سعید صفرزاده در این حوزه فعال بودند و همین ارتباط خانوادگی باعث شد از سنین پایین با فضای چاپخانه آشنا شود.
او از آن دوران چنین یاد میکند: «از کودکی به چاپخانه رفتوآمد داشتم. بوی کاغذ و مرکب، ماشینهای چاپ و فضای چاپخانه برای من آشنا بود. شاید بتوانم بگویم علاقه به این کار از همان سالها در من شکل گرفت.»
اما سابقه خانوادگی تنها نقطه آغاز مسیر بود. مدیریت مستقل یک مجموعه چاپی، شرایط متفاوتی داشت؛ از پیدا کردن مشتری و تأمین مواد اولیه تا مدیریت نیروی انسانی، ماشینآلات و سفارشهایی که گاهی باید در زمان بسیار محدودی تحویل داده میشدند.
چاپ صبا امروز در چه بخشهایی فعالیت میکند؟
فعالیت چاپ صبا طی سالها از خدمات اولیه چاپ فراتر رفته است. چاپ روی کاغذ و مقوا، تولید جعبه و محصولات بستهبندی، انجام سفارشهای چاپی سازمانها و مجموعههای صنعتی و همچنین خدمات تکمیلی مانند سلفونکشی و دایکات بخشی از خدمات این مجموعه را تشکیل میدهد.
یکی از حوزههای مهم فعالیت چاپ صبا، تولید سررسید و تقویم است؛ بازاری که حجم عمده سفارشهای آن در ماههای پایانی سال وارد چاپخانهها میشود. در این دوره، مدیریت همزمان مواد اولیه، ظرفیت ماشینآلات، نیروی انسانی و زمان تحویل سفارشها اهمیت زیادی پیدا میکند.
بخش دیگری از بازار این مجموعه خارج از مشهد شکل گرفته است. چاپ صبا سالها با دفاتر رسمی ازدواج و طلاق همکاری داشته و به گفته مدیرعامل مجموعه، حدود هزار دفتر در نقاط مختلف کشور در میان مشتریان این بخش قرار گرفتهاند. همکاری با شرکتهای صنعتی، معدنی، مهندسی و مجموعههای سازمانی نیز بخش دیگری از بازار چاپ صباست.
اعتماد مشتری بود که بازار چاپ صبا را توسعه داد
یکی از بخشهای قابلتوجه این گفتوگو به نحوه گسترش بازار چاپ صبا مربوط میشود. مجموعهای که فعالیت خود را در مقیاسی محدود آغاز کرده بود، بهتدریج توانست همکاریهای سازمانی خود را به چند استان توسعه دهد.
صفرزاده درباره یکی از این تجربهها میگوید: «کار ما ابتدا در یک محدوده کوچکتر شروع شد، اما وقتی مدیران مجموعهها میدیدند سفارش درست و در زمان مناسب تحویل داده میشود و تعهداتمان را رعایت میکنیم، همکاری توسعه پیدا میکرد. در همکاری با بانک مهر اقتصاد، کار ما در نهایت به هفت استان رسید.»
چاپ صبا از سال ۱۳۸۳ تا زمان ادغام بانکها در سال ۱۳۹۹ با بانک مهر اقتصاد همکاری داشت. تجربه چنین قراردادهایی برای یک چاپخانه فقط به معنای افزایش حجم سفارش نیست؛ توانایی حفظ کیفیت، رعایت زمان تحویل و ایجاد اطمینان در مشتری سازمانی از عواملی است که میتواند یک قرارداد محدود را به همکاری چندساله تبدیل کند.
بزرگترین چالش امروز صنعت چاپ
وقتی صحبت به شرایط امروز صنعت چاپ میرسد، فرسودگی ماشینآلات یکی از نخستین دغدغههایی است که سعید صفرزاده مطرح میکند. محدودیتهای وارداتی و هزینه بالای خرید تجهیزات جدید باعث شده بسیاری از چاپخانههای کشور همچنان با ماشینآلات قدیمی فعالیت کنند.
او توضیح میدهد: «یکی از مشکلات اصلی ما ماشینآلات است. بسیاری از دستگاههایی که در چاپخانهها کار میکنند قدیمی شدهاند و دسترسی به ماشین جدید هم آسان نیست. وقتی دستگاه قدیمی باشد، هزینه تعمیر، قطعه، توقف تولید و نگهداری هم بیشتر میشود.»
در کنار ماشینآلات، قیمت و تأمین مواد اولیه نیز به یکی از مسائل جدی این صنعت تبدیل شده است. تغییر قیمت کاغذ و مقوا و نوسانات ارز، قیمتگذاری سفارش را دشوار میکند. افزایش هزینه نهایی نیز در برخی موارد باعث کاهش تیراژ یا عقب افتادن سفارش مشتری میشود؛ اتفاقی که مستقیماً بر ظرفیت تولید چاپخانهها اثر میگذارد.
در روزهای سخت هم نیروی انسانی حفظ میشود
کاهش سفارش برای یک واحد تولیدی تنها به معنای پایین آمدن حجم کار نیست؛ هزینههای ثابت همچنان ادامه دارند و یکی از مهمترین آنها هزینه نیروی انسانی است. با این حال، سعید صفرزاده میگوید تلاش مجموعه بر این بوده که حتی در دورههای دشوار، نیروهای خود را حفظ کند.
او میگوید: «نیرویی که سالها در مجموعه کار کرده و تجربه پیدا کرده، بهسادگی قابل جایگزینی نیست. ما سعی کردهایم تا جایی که امکان دارد نیروها را نگه داریم؛ حتی زمانی که شرایط بازار سختتر شده و سفارشها نسبت به گذشته کاهش داشته است.»
این مسئله برای صنعت چاپ اهمیت بیشتری دارد، زیرا بخش قابلتوجهی از مهارتهای فنی در محیط واقعی چاپخانه و طی سالها تجربه به دست میآید. تنظیم ماشین چاپ، کنترل رنگ، شناخت کاغذ و مدیریت خطاهای تولید مهارتهایی نیستند که بتوان در مدت کوتاهی جایگزین کرد. به همین دلیل، حفظ نیروی باتجربه بخشی از حفظ سرمایه فنی یک چاپخانه است.
یک اشتباه بانکی که به درس ماندگار مدیریتی تبدیل شد
شاید متفاوتترین بخش گفتوگو با مدیرعامل چاپ صبا، نه درباره دستگاه چاپ باشد و نه قیمت کاغذ؛ بلکه داستان اتفاقی است که در سال ۱۳۸۶ رخ داد و سعید صفرزاده هنوز پس از سالها از آن بهعنوان یکی از تجربههای مهم دوران کاری خود یاد میکند.
او روایت میکند: «با یکی از بانکها قرارداد داشتیم. ۵۰ درصد مبلغ را ابتدای کار گرفته بودیم و بعد از اتمام سفارش هم باقی مبلغ پرداخت شد. اما مدتی بعد متوجه شدیم بانک به اشتباه یک بار دیگر کل مبلغ قرارداد را به حساب ما واریز کرده است. بعضیها میگفتند ممکن است بانک متوجه نشود؛ اما من احساس کردم این پول متعلق به ما نیست.»
تصمیم او بازگرداندن مبلغ بود. صبح روز بعد، چک بانکی تهیه شد و همراه نامه رسمی برای بانک ارسال شد. شاید در ظاهر یک تصمیم ساده به نظر برسد، اما نتیجه آن بسیار فراتر از بازگرداندن یک مبلغ بود؛ اعتماد ایجادشده باعث شد همکاری مجموعه در سالهای بعد توسعه پیدا کند و دامنه فعالیت چاپ صبا با آن بانک از یک استان به چند استان برسد.
مهمترین سرمایه یک کسبوکار موفق
برای سعید صفرزاده، تجربه سالهای فعالیت به یک نتیجه مشخص رسیده است: اعتبار چیزی نیست که بتوان در مدت کوتاهی خرید. ممکن است تجهیزات جدید تهیه شود، فضای تولید توسعه پیدا کند یا سرمایه بیشتری وارد مجموعه شود، اما اعتماد مشتری تنها از طریق عملکرد مستمر ساخته میشود.
او میگوید: «همیشه اعتقادم این بوده که بار کج به منزل نمیرسد. ممکن است انسان در یک مقطع بتواند سود بیشتری به دست بیاورد، اما اگر اعتماد طرف مقابل از بین برود، چیزی را از دست داده که شاید دیگر نتواند بهراحتی آن را برگرداند.»
همین نگاه، بخش مهمی از فلسفه مدیریتی چاپ صبا را شکل داده است. در بازاری که بسیاری از عوامل مانند قیمت ارز، تحریم یا هزینه مواد اولیه از اختیار مدیران خارج است، رفتار حرفهای با مشتری، کیفیت انجام کار و پایبندی به تعهدات همچنان جزو متغیرهایی هستند که یک مدیر میتواند روی آنها کنترل داشته باشد.
توصیه مدیرعامل چاپ صبا به جوانانی که میخواهند وارد کسبوکار شوند
توصیه سعید صفرزاده برای نسل جوان از جنس وعدههای سریع موفقیت نیست. تجربه چند دهه فعالیت او نشان داده است که ساختن یک کسبوکار پایدار زمان میخواهد و احتمالاً در این مسیر دورههایی وجود خواهد داشت که شرایط مطابق برنامه پیش نمیرود.
او میگوید: «اگر بخواهم یک چیز به جوانی که تازه وارد کسبوکار شده بگویم، میگویم صداقت و درستکاری را از دست ندهد. شاید نتیجه بعضی کارها همان روز دیده نشود، اما وقتی چند سال جلوتر میروید متوجه میشوید همان اعتمادی که ساختهاید، چقدر برایتان ارزش داشته است.»
داستان چاپ صبا نیز بیش از آنکه داستان یک موفقیت ناگهانی باشد، روایت همین مسیر تدریجی است؛ از یک ماشین چاپ ملخی و دستگاه برش تا شکلگیری شبکهای از مشتریان در نقاط مختلف کشور. مسیری که در آن ماشینآلات، بازار و سرمایه اهمیت داشتهاند، اما آنچه سعید صفرزاده، مدیرعامل چاپ صبا، بیش از هر چیز بر آن تأکید میکند، حفظ اعتبار در روزهایی است که انتخاب مسیر درست، سادهترین انتخاب نیست.
