داریوش نوریپور، مدیر مجموعه آیسونا، بیش از یک دهه است که در زنجیره پرورش، تولید و توزیع گوشت بوقلمون فعالیت میکند. آیسونا فعالیت خود را در اوایل دهه ۱۳۹۰ از یک واحد پرورش آغاز کرد و امروز بخشی از فعالیت آن از سالنهای پرورش تا کشتار، بستهبندی و توزیع محصول در بازار مشهد و شهرهای دیگر امتداد پیدا کرده است. صنعتگرد در بازدید از مرکز پخش آیسونا در مشهد، با مدیر این مجموعه درباره مسیر شکلگیری کسبوکار، تغییر بازار گوشت بوقلمون و چالشهای این حوزه گفتوگو کرده است.
به گزارش صنعتگرد، مدیر این مجمعه، فعالیت در حوزه بوقلمون را حدود سالهای ۱۳۹۲ و ۱۳۹۳ آغاز کرد؛ زمانی که بازار این محصول نسبت به امروز بسیار محدودتر بود و گوشت بوقلمون هنوز جایگاه فعلی خود را در بازار محصولات پروتئینی پیدا نکرده بود.
آنچه از یک واحد پرورش کوچک آغاز شد، بهمرور به مجموعهای تبدیل شد که امروز در چند حلقه از زنجیره گوشت بوقلمون فعالیت دارد.
آیسونا چگونه از یک واحد پرورش بوقلمون شروع شد؟
فعالیت آیسونا حدود سالهای ۱۳۹۲ و ۱۳۹۳ با همکاری دو نفر و راهاندازی یک واحد پرورش بوقلمون آغاز شد. به گفته نوریپور، توسعه فعالیتها بهصورت تدریجی انجام گرفت و آیسونا امروز پنج واحد پرورش در اختیار دارد. ظرفیت این واحدها حدود سه تا پنج هزار قطعه است.
بوقلمونهای پرورشیافته پس از پایان دوره پرورش به مرحله کشتار منتقل میشوند و سپس فرآیند آمادهسازی، بستهبندی و عرضه محصول انجام میگیرد. در حال حاضر حدود ۴۵ تا ۵۰ نفر بهصورت مستقیم در این مجموعه فعالیت دارند و بخشی از اشتغال مرتبط با آن نیز در حوزههایی مانند حملونقل، فروش و خدمات وابسته ایجاد شده است.
مسیر بوقلمون از سالن پرورش تا بازار چگونه طی میشود؟
پرورش تنها یکی از حلقههای فعالیت آیسونا است. پس از پایان دوره پرورش، بوقلمونها به کشتارگاه منتقل میشوند و محصول پس از فرآوری و آمادهسازی وارد شبکه فروش و توزیع میشود.
مرکز پخش آیسونا در مشهد یکی از بخشهایی است که محصول از طریق آن به بازار میرسد. این مجموعه در حال حاضر حدود ۱۷ خودروی توزیع مستقیم در اختیار دارد و علاوه بر مشهد و شهرستانهای اطراف، بخشی از محصولات خود را به بازارهایی مانند تهران و اصفهان نیز ارسال میکند. شبکه مشتریان آیسونا شامل هایپرگوشتها، مراکز عرضه محصولات پروتئینی و برخی شرکتها و سازمانهاست.
بازار گوشت بوقلمون در مشهد طی یک دهه چه تغییری کرده است؟
یکی از مهمترین تغییراتی که مدیر آیسونا از ابتدای فعالیت خود تاکنون تجربه کرده، توسعه بازار مصرف گوشت بوقلمون است. در سالهای ابتدایی فعالیت این مجموعه، بوقلمون هنوز برای بخش قابل توجهی از مصرفکنندگان محصولی کمتر شناختهشده بود و حجم بازار نیز با شرایط امروز فاصله زیادی داشت.
به گفته نوریپور، در برخی مقاطع آن سالها تعداد بوقلمون کشتارشده در مشهد روزانه تنها چندصد قطعه بود؛ در حالی که امروز این عدد در برخی مقاطع به چند هزار قطعه در روز میرسد. این تغییر از نگاه فعالان بازار نشاندهنده توسعه تقاضا و افزایش حضور گوشت بوقلمون در شبکه عرضه محصولات پروتئینی است.
افزایش شناخت مصرفکنندگان، گستردهتر شدن شبکه فروش و فعالیت تولیدکنندگان و توزیعکنندگان بیشتر از جمله عواملی بودهاند که به رشد این بازار کمک کردهاند.
مهمترین چالشهای پرورش بوقلمون چیست؟
پشت رشد بازار گوشت بوقلمون، فرآیند تولیدی قرار دارد که ریسکهای خاص خود را دارد. تأمین خوراک و نهادههایی مانند ذرت و سویا یکی از مهمترین مسائل واحدهای پرورش است. حملونقل، برق، تهویه، رطوبت، دما و شرایط محیطی سالن نیز مستقیماً بر سلامت گله اثر میگذارند.
حساسیت بوقلمون، بهویژه در دوره جوجهگی، باعث میشود اتفاقاتی که در بسیاری از کسبوکارها اختلالی موقت محسوب میشوند، در یک واحد پرورش پیامدهای بسیار جدیتری داشته باشند. صدا، تراکم ناگهانی پرندگان، اختلال در تهویه، تغییر رطوبت یا قطعی برق میتواند در مدت کوتاهی شرایط سالن را تغییر دهد.
مدیر آیسونا در این گفتوگو به تجربههایی اشاره کرد که یک اتفاق ناگهانی در سالن پرورش به تلفات گسترده بخشی از گله منجر شده است.
چرا پرورش بوقلمون با یک خط تولید معمولی تفاوت دارد؟
یکی از نکاتی که در تجربه آیسونا برجسته است، تفاوت مدیریت پرورش موجود زنده با خطوط تولید متعارف صنعتی است. در بسیاری از واحدهای تولیدی، در صورت بروز مشکل میتوان دستگاه یا خط تولید را متوقف کرد و پس از رفع مشکل دوباره فعالیت را از سر گرفت.
اما در پرورش بوقلمون چنین امکانی وجود ندارد. پرنده در تمام ساعات شبانهروز به آب، خوراک، تهویه و شرایط محیطی مناسب نیاز دارد و توقف یا اختلال در هرکدام از این عوامل میتواند مستقیماً سلامت گله را تحت تأثیر قرار دهد. به همین دلیل مدیریت ریسک در واحدهای پرورش، بخش جداییناپذیر این کسبوکار است.
اگر به سال ۱۳۹۲ برگردید، باز هم پرورش بوقلمون را انتخاب میکنید؟
پاسخ مدیر آیسونا به این سؤال مثبت است. او معتقد است اگر تجربه امروز را در سالهای آغاز فعالیت در اختیار داشت، میتوانست مسیر توسعه مجموعه را با سرعت بیشتری طی کند.
بخش زیادی از شناخت بازار، مدیریت پرورش و توسعه شبکه فروش در طول بیش از یک دهه و از طریق تجربه مستقیم به دست آمده است. نوریپور «استمرار و پشتکار» را یکی از مهمترین درسهای این مسیر میداند. از نگاه او، رها کردن یک فعالیت در میانه راه همیشه سادهترین یا کمهزینهترین گزینه نیست و در بسیاری از مواقع باید مشکل را شناخت، راهحل پیدا کرد و فعالیت را ادامه داد.
آیسونا چگونه تجربه خود را به فعالان جدید منتقل کرده است؟
توسعه فعالیت این مجموعه تنها به واحدهای داخلی آیسونا محدود نمانده است. در سالهای گذشته، افرادی که قصد ورود به حوزه پرورش یا فعالیت در بازار بوقلمون داشتهاند نیز از تجربه این مجموعه استفاده کردهاند.
این همکاری در بخشهایی مانند بازار فروش، تأمین برخی امکانات و تجهیزات و حتی وسیله نقلیه انجام شده است. انتقال تجربه به فعالان جدید میتواند بخشی از ریسک ورود به بازاری را کاهش دهد که بسیاری از پیچیدگیهای آن تنها پس از شروع فعالیت عملی مشخص میشود.
آیسونا امروز یک واحد پرورش است یا مجموعهای فعال در زنجیره گوشت بوقلمون؟
فعالیت آیسونا از پرورش آغاز شد، اما ساختار امروز آن تنها به سالنهای پرورش محدود نیست. پرورش، کشتار، آمادهسازی محصول، بستهبندی، فروش و توزیع بخشهایی از زنجیرهای هستند که این مجموعه در طول سالهای فعالیت خود به آن وارد شده است. در واقع آنچه صنعتگرد در مرکز پخش آیسونا مشاهده کرد، تنها آخرین بخش مسیری بود که از واحد پرورش آغاز شده است.
پشت هر محصولی که از مرکز توزیع به سمت فروشگاه حرکت میکند، مجموعهای از فعالیتها شامل تأمین نهاده، پرورش، مراقبت از گله، کشتار، نگهداری، بستهبندی، حملونقل و فروش قرار دارد. تجربه آیسونا نشان میدهد توسعه یک کسبوکار در صنعت غذا همیشه به معنای افزایش ظرفیت یک بخش نیست؛ گاهی رشد زمانی اتفاق میافتد که یک مجموعه بهتدریج حلقههای بیشتری از زنجیره تولید تا بازار را در اختیار میگیرد.
صنعتگرد در گزارشها و بازدیدهای میدانی خود تلاش میکند همین مسیرها را روایت کند؛ مسیری که یک محصول از مرحله تولید تا رسیدن به بازار طی میکند و کسبوکارها، تولیدکنندگان و افرادی که پشت این زنجیره قرار دارند.
