عصمت بقایی؛ زنی که به بخشی از تاریخ معدن نخلک تبدیل شد
معرفی کوتاه
عصمت بقایی، مشهور به «خاله عصمت»، از زنان پیشکسوت معدن سرب نخلک و یکی از چهرههای ماندگار تاریخ کار و معدنکاری ایران بود. او سالهایی از زندگی خود را به سنگجوری و جداسازی سنگهای پرعیار از باطلههای معدنی اختصاص داد و پس از پایان دوران کار نیز در کنار معدن و معدنکاران نخلک باقی ماند.
رسانههای معدنی و شرکت تهیه و تولید مواد معدنی ایران از او با عنوان «قدیمیترین بانوی معدنکار ایران» یاد کردهاند؛ بانویی که حضور طولانیمدتش در نخلک، او را از یک کارگر معدن به بخشی از هویت انسانی و فرهنگی این مجتمع تبدیل کرد. عصمت بقایی در تیرماه ۱۴۰۵ درگذشت.
شناسنامه حرفهای
نام: عصمت بقایی
نام شناختهشده: خاله عصمت
زادگاه: منطقه چوپانان در شرق استان اصفهان
حوزه فعالیت: معدنکاری و سنگجوری مواد معدنی
محل فعالیت: مجتمع معدنی سرب نخلک
تخصص تجربی: تشخیص و جداسازی سنگهای حاوی سرب و مواد معدنی پرعیار از باطلهها
جایگاه: از زنان پیشکسوت معدنکاری ایران و آخرین بازمانده شناختهشده از نسل زنان سنگجور معدن نخلک
سال درگذشت: تیرماه ۱۴۰۵
از چوپانان تا معدن نخلک
عصمت بقایی دوران جوانی خود را در منطقه چوپانان گذراند. پس از ازدواج با یکی از کارگران معدن سرب نخلک، به این منطقه مهاجرت کرد و زندگی تازهای را در مجاورت یکی از کهنترین معادن فلزی ایران آغاز کرد.
همسر او در معدن نخلک کار میکرد و زندگی خانواده، مانند بسیاری از خانوادههای ساکن این منطقه کویری، مستقیماً با فعالیت معدن پیوند خورده بود. محدود بودن فرصتهای شغلی در منطقه و وابستگی اقتصاد محلی به معدن، باعث شده بود بسیاری از اعضای خانوادهها، از جمله زنان، در بخشهای مختلف معدن فعالیت کنند.
معدن سرب نخلک در حاشیه کویر مرکزی ایران و در نزدیکی انارک قرار دارد. شواهد تاریخی، قدمت فعالیت معدنی در این منطقه را بیش از دو هزار سال نشان میدهد و نخلک را در شمار کهنترین معادن فلزی و زیرزمینی کشور قرار میدهد.
ورود به کاری که مردانه تصور میشد
در دورهای که فعالیت در معدن تقریباً حرفهای مردانه تلقی میشد، عصمت بقایی در کنار گروهی از زنان محلی وارد چرخه کار معدن شد. وظیفه اصلی این زنان، سنگجوری بود؛ فرآیندی که طی آن سنگهای حاوی ماده معدنی و پرعیار بهصورت دستی از سنگهای کمعیار و باطله جدا میشدند.
براساس روایتهای منتشرشده، حدود ۵۰ زن در دورهای در بخش سنگجوری معدن نخلک فعالیت داشتند. آنان پس از آموزش تجربی، با مشاهده رنگ، وزن، ساختار و مشخصات ظاهری سنگها، قطعات حاوی سرب را شناسایی و از باطلهها جدا میکردند.
این فعالیت بخشی از زنجیره آمادهسازی و فرآوری ماده معدنی بود. در روزگاری که تجهیزات مکانیزه و سامانههای جدایش پیشرفته به شکل امروز در دسترس نبود، دقت و تجربه سنگجورها نقش مهمی در افزایش عیار خوراک و کاهش ورود باطله به مراحل بعدی فرآوری داشت.
خاله عصمت در گفتوگویی که سالها بعد با او انجام شد، کار خود را چنین توصیف کرده بود: خاک و سنگ استخراجشده در محوطه تخلیه میشد و زنان باید قطعات حاوی سرب را از میان آن جدا میکردند تا برای اختلاط با مواد کمعیار یا ادامه فرآوری به واحدهای مربوط منتقل شود.
کار در سختترین شرایط
کار زنان معدن نخلک تنها به تشخیص سنگ محدود نبود. آنان ساعتهای طولانی در معرض گردوغبار، گرمای شدید کویر، کمبود امکانات بهداشتی و فشار فیزیکی ناشی از جابهجایی سنگها قرار داشتند.
عصمت بقایی از حفاریهای خشک، انفجارهای معدنی، گردوغبار سنگین، نبود آب کافی و آسیبهایی که در طول زمان به چشمها و کمرش وارد شده بود، سخن گفته است. او حتی در دورهای از بارداری نیز حمل و جابهجایی سنگهای معدن را ادامه داده بود؛ روایتی که بعدها در مستند «گالین» نیز بازتاب یافت.
شرایط کاری او را باید در بستر زمانی خودش بررسی کرد؛ دورهای که بسیاری از فعالیتهای معدنی بهصورت دستی انجام میشد، تجهیزات حفاظت فردی محدود بود و حمایتهای بیمهای و رفاهی امروز برای کارگران معدن وجود نداشت یا بسیار ضعیف بود.
معدنکاری برای تأمین زندگی خانواده
برخی روایتها ورود عصمت بقایی به معدن را به همراهی با همسرش نسبت میدهند و برخی دیگر ادامه جدی فعالیت او را پس از درگذشت همسر و برای تأمین هزینههای خانواده میدانند.
براساس روایت یکی از فرزندانش، پس از درگذشت پدر خانواده در سال ۱۳۵۵، عصمت بقایی فعالیت معدنی را برای امرار معاش و تربیت فرزندان ادامه داد. او مادر سه دختر و سه پسر بود و پسرانش نیز در ادامه مسیر پدر و مادر، وارد فعالیتهای معدنی شدند.
زندگی او نمونهای از زندگی زنان مناطق معدنی ایران است؛ زنانی که کارشان الزاماً در گزارشهای تولید، اسناد مدیریتی یا تاریخ رسمی شرکتها ثبت نشده، اما بخشی از بار اقتصادی و اجتماعی فعالیت معدن را بر دوش کشیدهاند.
پایان کار، اما نه پایان ارتباط با معدن
عصمت بقایی پس از پایان دوران اشتغال، نخلک را ترک نکرد. او در منطقهای باقی ماند که بخش بزرگی از جمعیت آن بهتدریج مهاجرت کرده بودند. بسیاری از خانههای قدیمی روستا خالی شده بود و او سالهای زیادی از زندگی خود را در کنار کارگران شیفتی معدن سپری کرد.
کارگران، مهندسان و مدیران مجتمع او را «خاله عصمت» صدا میزدند. این عنوان تنها یک نام صمیمانه نبود؛ بلکه نشاندهنده جایگاه مادری و عاطفی او در میان کارکنان معدن بود. او معدنکاران را مانند فرزندان خود میدانست و حضورش برای نسلهای مختلف کارکنان نخلک به تصویری آشنا تبدیل شده بود.
در سالهای پایانی، حضور خاله عصمت در محوطه معدن بیشتر جنبه فرهنگی و نمادین داشت. او از بازماندگان نسلی بود که معدنکاری را پیش از مکانیزهشدن گسترده تجهیزات، ریلگذاری مسیرها و استفاده از ماشینآلات جدید تجربه کرده بود.
«گالین»؛ روایتی جهانی از زندگی خاله عصمت
زندگی عصمت بقایی الهامبخش تولید چند اثر مستند شد. شناختهشدهترین این آثار، مستند کوتاه «گالین» به کارگردانی عزتالله پروازه و تهیهکنندگی ابراهیم مرادی است.
این مستند در سال ۱۳۹۷ در معدن و روستای نخلک ساخته شد و زندگی خاله عصمت، کارگران معدن و محیط کویری منطقه را در کنار یکدیگر روایت کرد. فیلم، معدن را صرفاً بهعنوان یک واحد صنعتی نمایش نداد؛ بلکه به تنهایی، مهاجرت، دشواری زندگی کارگران، پیوند انسان با محیط صنعتی و سرنوشت جوامع محلی اطراف معادن پرداخت.
«گالین» جایزه بهترین فیلم مستند بخش معدن و صنایع معدنی دوازدهمین جشنواره بینالمللی سینماحقیقت را دریافت کرد، در جشنواره فیلم کوتاه تهران نامزد بهترین کارگردانی شد و به بخش رسمی فیلمهای کوتاه جشنواره مستند شفیلد راه یافت. به این ترتیب، روایت زندگی یک زن سنگجور ایرانی از دل کویر اصفهان به مخاطبان بینالمللی معرفی شد.
خاله عصمت چه خدمتی به صنعت معدن کرد؟
نقش عصمت بقایی را نباید با معیار مدیران، مهندسان یا صاحبان فناوری سنجید. او کارخانهای احداث نکرد، ماشینآلات جدیدی طراحی نکرد و مدیریت یک مجموعه معدنی را بر عهده نداشت؛ اما سهم او در صنعت معدن در چند حوزه قابل توجه است.
مشارکت مستقیم در تولید
سنگجوری، بخشی ضروری از زنجیره آمادهسازی ماده معدنی بود. عصمت بقایی با جداسازی دستی سنگهای پرعیار از باطلهها، مستقیماً در افزایش کیفیت مواد ارسالی به مرحله فرآوری مشارکت داشت.
ثبت حضور زنان در تاریخ معدنکاری ایران
زندگی او سندی انسانی از حضور زنان در معادن ایران، سالها پیش از گسترش رشتههای دانشگاهی معدن و ورود زنان متخصص به حوزههای مهندسی، آزمایشگاهی و مدیریتی است.
حفظ تاریخ شفاهی معدن نخلک
خاطرات او اطلاعاتی ارزشمند درباره شیوههای قدیمی استخراج، سنگجوری، حمل مواد، شرایط کارگران، وضعیت سکونتگاههای معدنی و روابط خانوادگی در جوامع معدنی ارائه میکند.
تبدیلشدن به چهره انسانی معدن
خاله عصمت به معدن نخلک چهرهای انسانی بخشید. حضور او به بازدیدکنندگان و فعالان صنعت یادآوری میکرد که پشت تجهیزات، تونلها و آمار تولید، زندگی انسانها و خانوادههایی قرار دارد که نسلهای خود را در کنار معدن سپری کردهاند.
جلب توجه به مسئولیت اجتماعی معادن
روایت زندگی او پرسشهای مهمی درباره وضعیت بازنشستگی، خدمات درمانی، سکونت، رفاه خانوادههای معدنی، مهاجرت جوامع محلی و مسئولیت اجتماعی شرکتهای بهرهبردار مطرح کرد. زندگی خاله عصمت نشان داد توسعه معدن بدون توجه به توسعه اجتماعی منطقه پیرامون آن، تصویری ناقص از پیشرفت است.
معرفی ظرفیت میراث و گردشگری معدنی
شناختهشدن خاله عصمت و ساختهشدن مستندهایی درباره او، توجهها را به ظرفیت تاریخی، فرهنگی و گردشگری معدن نخلک جلب کرد. زندگی او میتواند بخشی از روایت موزهای و گردشگری این معدن کهن باشد.
تقدیر از یک زن پیشکسوت معدنکار
در همایش وفاق و همدلی معادن و صنایع معدنی که در اتاق بازرگانی اصفهان برگزار شد، از عصمت بقایی بهعنوان یکی از زنان پیشکسوت معدن نخلک تقدیر شد. این تجلیل، نشانهای از بهرسمیتشناختن نقش زنانی بود که سالها در بخشهای سخت و کمتر دیدهشده معدن فعالیت کرده بودند.
با این حال، ارزش واقعی زندگی او تنها در عناوینی مانند «اولین» یا «قدیمیترین» خلاصه نمیشود. اهمیت خاله عصمت در این است که نماینده نسلی از کارگران محلی بود که با امکانات محدود، بخش مهمی از تاریخ صنعتی ایران را ساختند اما نام بسیاری از آنان هرگز در اسناد رسمی ثبت نشد.
میراث خاله عصمت
عصمت بقایی در تیرماه ۱۴۰۵ درگذشت. شرکت تهیه و تولید مواد معدنی ایران در پیام خود، او را نماد استقامت، مهر و وفاداری در خانواده معدن ایران معرفی کرد و از حضورش بهعنوان بخشی جداییناپذیر از هویت، فرهنگ و خاطرات مجتمع معدنی سرب نخلک یاد کرد.
میراث خاله عصمت را میتوان در سه واژه خلاصه کرد: کار، استقامت و تعلق.
او یکی از زنانی بود که در دشوارترین شرایط، سنگهای معدنی را با دست جدا کردند، خانوادههای خود را اداره کردند و در سکوت، بخشی از زنجیره تولید معدن را پیش بردند. سپس به حافظه زنده معدنی تبدیل شد که بیش از دو هزار سال سابقه دارد.
خاله عصمت را نباید فقط بهعنوان پیرزنی مهربان در کنار معدن به خاطر سپرد؛ او بخشی از تاریخ کار زنان، تاریخ جوامع معدنی و تاریخ انسانی صنعت ایران بود.







